شنبه, 01 مهر 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه اخبار،مقالات،همایش ها مقالات و مطالب کوتاه :بررسی سرمایه اجتماعی و محتوی آن در ایام عید نوروز در عصر حاضر
:بررسی سرمایه اجتماعی و محتوی آن در ایام عید نوروز در عصر حاضر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 27 فروردین 1396 ساعت 22:28

گرد هم آمدن چه از نوع پیوندهای اجتماعی رسمی و یا غیر رسمی یک مشارکت اجتماعی است.و مشارکت اجتماعی یک سرمایه است و سرمایه طبیعتا دارای سود است.پس مشارکت اجتماعی یک سرمایه اجتماعی است که پیامد آن سود اجتماعی می باشد.در اکثر تعاریفی که از سرمایه اجتماعی شده است،عامل مشارکت اجتماعی را بوجود آورنده ی سرمایه اجتماعی دانسته اند.

 

اما من میخواهم از مشارکتی سخن بگویم که سرمایه نیست و مشکلی را حل نمیکند.از مشارکتی میخواهم سخن بگویم که نه پیام اجتماعی مثبتی دارد و نه موجب حل یک معضل اجتماعی میشود و قهرمانان این مشارکت دیگر بزرگان و اهل قلمان و افراد با تجربه نیستند بلکه قهرمانان،یکسری جوانان خوش تیپ و خوش لباس دارای لایک و فول لایک بالا در اینستاگرام هستند.

میخواهم از تجربه مشارکت اجتماعی ایام عید امسالم برایتان بگویم.مشارکتی که برایم معنایی نداشت و حس میکردم پوچ است.بیش از این که برایم معنا و مفهوم سرمایه اجتماعی و به قول ماکس وبر اعتماد برخواسته از متن اجتماعی بدهد بیشتر برایم مفهوم فقر داشت و بی معنایی و بی اعتمادی.

در دوره ای هستم که از تمامی مشارکت ها و پیامد های مثبتش نامید شده ام.نه خبری از مشارکت هایی که شرایط منفی و بحران اجتماعی آن را به وجود آورده باشد بود و نه خبری از مشارکت هایی که رنگ و لعاب اعتماد اجتماعی و هنجاری و ارزشی به خود داشته باشد.

در این هیاهوی بی اعتمادی و ناامیدی از تمامی مشارکت ها باز هم نامید نشدم و بویی از اعتماد به مشامم می رسید.و آن جمع خویشاوندی بودکه در اصطلاح جامعه شناسی از آن به عنوان عامل طبیعی شکل دهنده ی سرمایه اجتماعی نام برده میشود.و در نتیجه برای سکون ذهنی ام و کسب اعتماد به نفس به خویشاوندانم در ایام عید پناه بردم.

تا جایی که شنیده بودم و خوانده بودم این را میدانستم که در ایام عید نوروز خویشان دور هم جمع میشدند و به همدیگر دلداری میدادند و از شادی و غم و غصه هم باخبر میشدند.به جوان ها پند میدادند و جوانان هم از تجارب آنها درسها میگرفتند.از مشکلات خود آگاه میشدند و به هم دیگر لطف و کمک میکردند که این خود بزرگترین سرمایه اجتماعی انسانی می بود.قول ها و امانت های زیادی به یک دیگر میدادند به دور از هرگونه دسته چک و سفته و ضمانتی.سفته ای که در این زمانه نماد اعتبار است خود نشان دهنده ی بزرگترین بی اعتمادیست.اما برای آنها اعتماد جوهره ی اصلی اعتبار بود بدون هیچگونه واسطه ی کاغذی.

و اکنون میخواهم از تجارب حضور خودم در جمع خویشاوندی ایام عید امسال و رابطه آن با سرمایه اجتماعی بگویم.

در جمع خویشاوندی این را فهمیدم که یکی از مهمترین سرمایه های اجتماعی و انسانی نوع و فرم بدن و تیپ سنگین مدیر کلی میباشد که رخداد مشارکت عید برای فرد به اصطلاح سرمایه دار یا قهرمان زمانه(سرمایه اجتماعی انسانی) تجلی گاهی برای نمایش آن است.

صحبت از تعداد فالوور های اینستاگرامی و پست ها و کانال ها و گروه های تلگرامی و حاشیه بازیگران در فضای مجازی و گفتن از مدلها و پست گذاشتن از عشق و حال کردن ها و ایام محرم و شبهای قدر با چلچراغ و قرآن عکس گذاشتنهاست.

دیگر قصه های مادر بزرگ و پند های پدربزرگ سرمایه نیست.دیگر جوان های خانواده مست سخنان و پندها و تجربه های پدر و مادر بزرگ نمیشوند بلکه مادربزرگ و پدربزرگ در سکوت بهت آوری فرو میروند و گیج از بیانات جوانان خانواده که قضیه چیست و اینان چه میگویند؟و وقتی هم سکوتشان را میشکنند و راجع به سخنان جوانان سوالاتی میکنند و جوانان با نیشخندی بهشان چشمک میزنند و میگویند که شما حالیتان نمیشود.و چنان قدرت و غروری به دست می آورند که انگار طلای المپیک را گرفته اند.در حالی که پدر بزرگان و مادر بزرگان رایگان از هرگونه غرور و قدرتی تجاربشان را میفروختند.

زمانی که افراد خانواده دورهم جمع میشدند و با افتخار از کم و کاستی ها و عیب ها و مشکلات خود میگفتند و کل قوم و خویش به حل مشکل و عیب های هم میپرداختند و ذره ای از اعتماد به نفس کسی کاهش پیدا نمیکرد و افراد، هویت به معنای راستینش را کسب میکردند. اما از آنجایی که مشارکت های اجتماعی اللخصوص خویشاوندی بهترین و دم دست ترین و اولین عرصه ی هر فرد برای کسب هویت میباشد متاسفانه افراد با انجام دادن پدیده هایی همچون غیبت و دروغ و کاهش اعتماد به نفس دیگران و بکار بردن فرافکنی ها خواهان کسب هویت در جمع خویشاوندی از نوع کاذبش میباشند.و خیال میکنند که به خودشان معنا داده اند ولی بی خبر ازینکه دریایی از بی اعتمادی و بی اعتباری برای خودشان بوجود آورده اند که افراد زیادی را به غرق شدن در آن تهدید میکنند.

دیگر دید و بازدیدهای خویشاوندی رنگ و بوی ارزشی ندارند.بلکه رنگ و بوی جبران دارند.گویی یک مبادله اند.گویی یک تلافی اند.به قول جرج زیمل(جامعه شناس):دیگر این دید و بازدید ها از روی دگرخواهی نیست بلکه توقع افراد از جبران لطفی است که به دیگری نشان داده اند.که من میگویم ای کاش این بود که این هم نیست بلکه داد و ستدی است کاملا ماشینی که صرفا هر دیدی،بازدیدی دارد و صرفا انجام دادن است،برای اینکه بگویند انجام داده ایم.دید و بازدیدی که دیگر نه وجه ارزشی دارند و نه هنجاری و نه عرف است و نه رسم و نه شرایط بحران عاطفی آن را بوجود آورده است.صرفا ماشینی است با خلق و خوی کالایی که خروجی هایش کسب هویت کاذب و غرور بیجا و غیبت و دروغ است.و این است سرمایه های مشارکت اجتماعی اینان در ایام عید که اصلی ترین معیار هایش پول و بدن و تیپ و غیبت و دروغ است.انسانهایی که تاب و تحمل کوچکترین نقد وارده را ندارند و اگر آنها را نقد کنی از ترس اینکه فردا با فرافکنی جوابت را دهند خوابت نمیبرد.آنقدر خود را بزرگ و مغرور میدانند که پندهای بزرگان و تجارب آنها را با نیشخندی و چشمک زدن به بغل دستی تایید میکنند.بالاخره کل دوازده روز عید را بصورت کالایی و ماشینی میچرخند تا نوبت به روز سینزدهنم (سیزده به در،روز طبیعت) میرسد.اولا که در مورد سعد و یا نحس بودنش فکری نمیکنند.دوما میخواهند بروند در دامان طبیعت کبابی بخورند و ترافیکی بکنند و آشغالی بریزند و طبق معمول هوس ترشیجات بکنند و برگردند خانه.و اینست فلسفه ی سیزده به در برایشان.گور بابای اینگونه فلسفه که پدر جامعه را در می آورد و جامعه شناس را وادار میکند که در مورد عقب ماندگی فرهنگی بنویسد.دیگر گره زدن سبزه و به آب انداختن آن و بازشدن گره به معنای حل شدن تمامی مشکلات برایشان معنی ندارد و یا اصلا راجبش فکر نمیکنند.ولی انجام میدهند.یعنی حتی به خرافاتی بودنشم اعتقادی ندارند.اصلا نمیدانند قضیه چیست.فقط انجام میدهند برای اینکه بگویند انجام داده ایم.میخواهند معنا بدهند به خودشون،نمیخواهند ارزش هویتیشون کم شود.فقط انجام میدهند.

در آداب و رسوم قدیم ایران بابت نحس بودن این روز که اینجا نمیخواهم راجب دلایل نحس بودنش صحبتی کنم رسم براین بود که به دامان طبیعت بروند شادی کنند و گوسفند کباب کنند و تفریح کنند.گویی این روز در نظر قدما رنگ و بوی عصیان میداد.به در رفتن از تکرار زندگی روزمره و خستگی پذیر.آنها در این روز ناهنجاری میکردند.در این روز خانه را جارو نمیزدند و از خانه فرار میکردند و در خانه غذا نمیخوردند که اینها بی نظمی بر علیه نظم همیشگی خانه و زندگی بود.ولی این ناهنجاری ها که کاری به خرافاتی بودن یا نبودنشان ندارم نه به محیط طبیعی و نه به محیط انسانی آسیبی نمیرساند.اما الان زباله ریختن در محیط زیست و ایجاد ترافیک و هزار بلای اجتماعی و انسانی جایگزین آن ناهنجاری ها شده اند.که هر دو ناهنجاری میباشند ولی اولی انسانی و مطابق با روح انسانی و طبیعت و دومی غیر انسانی و نامتناسب با روح انسانی و طبیعت میباشد.و ما فقط انجام میدهیم.کاری به فلسفه اجتماعی و آفرینش و اخلاقش هم نداریم.کاری هم به خرافاتی یا خرافاتی بودنشانم نداریم.در نتیجه کل ایام عید را مشارکت داریم.

به به که چه مشارکت اجتماعی کثیری!

اما مگر مشارکت اجتماعی،سرمایه به بار نمی آورد؟

آیا به مخاطره انداختن طبیعت و ایجاد شلوغی و ترافیک و آلودگی صوتی سرمایه اجتماعی و انسانی است؟

آیا نیشخند زدن به سخنان و قصه ها و پندها و تجارب بزرگان سرمایه است؟

آیا دید و بازدید کردن صرفا به معنای ماشینی و کالایی آن سرمایه اجتماعی است؟

آیا میان اعضای فامیل دارای بیشترین لایک بودن و فالوور داشتن در فضای مجازی،سرمایه انسانی اجتماعی است؟

پس چه سرمایه های کثیری داریم!

باشد تا باشد از این گونه مشارکت ها!

نمیدانم درمورد بوجود این عواقب و گسترش آنها در جامعه و طبیعت چه تعبیری داشته باشم!

آیا این نهیلیسم نیچه ایست یا توهم مضاعف شایگانی و یا الیناسیون شریعتی؟نمیدانم!

و هنوزم محو سخنان آن پیر مرد لر هستم که میگفت شما سیزده به در دارید ولی ما چهارده به در.چون در برخی از روستاها و شهرهای استان لرستان روز سینزده فروردین را به دامان طبیعت نمیروند تا افراد غیر بومی به تفریحاتشان بپردازند.

 

نویسنده:مازیار نیکدل کلاشمی(دانشجوی دبیری جامعه شناسی)

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)