جمعه, 03 آذر 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی استان اردبیل و شهرستان کوثر
علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی استان اردبیل و شهرستان کوثر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 25 خرداد 1394 ساعت 16:10

 

واژه توسعه نیافته که در مورد بعضی کشورها به کار می رود، مانند مفهوم توسعه ، فرآیندی چند بعدی است و مشخصات آن عبارتند از: میزان بالای رشد جمعیت، پایین بودن سطح زندگی، تفوق بخش کشاورزی بر صنعت، ساختارهای سنتی کشاورزی و ایلاتی، اختلافات قومی، سرمایه کم، فقدان پس انداز، اشتغال ناکافی، سوء تغذیه، وضع بد بهداشت و مسکن، ضعف قابلیت تولید یا بهره وری.

توسعه نیافتگی پدیده ای است که در بستر تاریخ شکل می گیرد، از این رو ، برای مطالعه و درک این پدیده ، بررسی و تجزیه و تحلیل ریشه های تاریخی آن ضروری است . توسعه نیافتگی تنها به معنای فقدان توسعه نیست و نیز پدیده ای نیست که زاده درون جامعه توسعه نیافته باشد، بلکه در اثر ادغام اقتصادهای طبیعی در روند توسعه سرمایه داری در سطح جهانی به وجود آمده است. تبذیل اقتصادهای طبیعی به اقتصادهای توسعه نیافته ، در اثر توسعه سرمایه داری در مقیاس جهانی است. توسعه نیافتگی در اصل از رخنه شیوه سرمایه داری به سود یک اقلیت ممتاز سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی به درون جوامعی ناشی می شود که بر اثر نظام های اجتماعی کم پیشرفته خویش ، زنگ زده و فرسوده می باشد.

توسعه نیافتگی پدیده ای است که هم زمان با گسترش استعمار ملل جهان سوم ، توسط کشورهای پیشرفته صنعتی معاصر پا به عرصه وجود گذاشت. توسعه نیافتگی را نمی توان به منزله مرحله ای از توسعه توصیف کرد، چون روندی است که در تاریخ روابط اقتصادی کشورهای صنعتی و جوامع سنتی پیدا شده است و پیش از توسعه سرمایه داری و استعمار، توسعه نیافتگی و توسعه یافتگی وجود نداشت ، بلکه جوامع در مرحله ای از کم توسعگی قرار داشتند.

علل و عوامل توسعه نیافتگی و عقب ماندگی

عوامل داخلی : میزان اندک سطح درآمد و مصرف سرانه ، موانع فرهنگی ، عدم کارایی دولت ها ، فقدان زیر بناهای اقتصادی ، رشد بی رویه جمعیت ، میزان اندک تمایل به پس انداز و در نتیجه نرخ پایین تشکیل سرمایه ،وجود بیکاری مزمن در اقتصاد بیکاری پنهان و کم کاری در بخش کشاورزی و سایر بخش ها ،کمبود سرمایه لازم و پایین بودن سرمایه گذاری سرانه ، پایین بودن امید به زندگی و نرخ بالای مرگ و میر ، عدم وجود آوری وسایل ارتباطی و حمل ونقل مدرن ، عدم کارایی سیستم آموزش و پرورش و درصد بالای بی سوادی ،عدم کارایی در استفاده از کمک های تکنیکی کشورهای توسعه یافته ، محدودیت های نیروی انسانی ماهر،و عوامل خارجی : رابطه استعماری، انقلاب صنعتی ، برخورد تاریخی ، تجارت جهانی ،

دلایل توسعه نیافتگی استان اردبیل : اگر چه مسئله توسعه و تعاریفی که از آن شده ، مناقشه برانگیز است اما هر تعریفی که از آن داشته باشیم استان اردبیل در مقایسه با استان های دیگر کشور، به ویژه از نظر اقتصادی ، توسعه نیافته تر است .قبل از هر چیز باید به این مسئله توجه داشته باشیم که توسعه، امری تاریخی و نسبی است و مفهوم نظری وعملیاتی آن ، متناسب با شرایط مکان و زمان و حتی منظرهای افراد و گروها تغییر می کند اما در حالت کلی، برای مقایسه دو منطقه یا کشور از لحاط توسعه یافتگی ، شاخص های مختلفی وجود دارد که از آنها با عنوان شاخص ها ی توسعه یافتگی یاد می کنند. یکی از این شاخص ها به ویژه در حوزه اقتصاد ، شاخص تولید ناخالص داخلی و دیگری درآمد سرانه است. سهم تولید ناخالص داخلی استان اردبیل از مجموع تولید ناخالص داخلی کشور در خوشبینانه ترین حالت 9.0 درصد است. این در حالی است که جمعیت استان 7.1 درصد جمعیت کشور و سرانه زمین های قابل کشت استان ، حدود 5.2 برابر سرانه زمین های قابل کشت کشور است. از طرف دیگر درآمد سرانه استان، کمتر از نصف متوسط درآمد سرانه کشور است.رتبه استان در بیشتر شاخص ها در میان 31 استان کشور پایین تر از 25 است ، در حالی که استان اردبیل هم از نظر جمعیت ، وسعت ، تراکم زیستی ، زمین های قابل کشت و منابع اقتصادی بالقوه در رتبه های بالاتری قرار دارد. البته استان های دیگری نیز وجود دارند که همین شرایط را دارند و این مسئله وجود نابرابری و شکاف بین استان های کشور را به وضوح بیان می کند. برای بررسی دلایل توسعه نیافتگی باید مطالعات عمیقی انجام و از نظریه های توسعه استفاده شود. نظریه های مختلفی در باب توسعه نیافتگی وجود دارد اما به راحتی نمی توان نظریه های کلان و برد جهانی را به مناطق یا استان های مختلف یک کشور تعمیم داد. مطالعه جامعی در باب دلایل توسعه نامتوازن کشور سراغ ندارم ، البته مطالعاتی در زمینه اثبات نابرابری انجام شده اما نظرورزی در باب دلایل ایجاد این نابرابری کمتر انجام شده است .بیشتر افرادی که در این زمینه قلم زده اند این مسئله را به ساختار اجتماعی وسیاسی معطوف کرده اند اما به نظر من در مطالعه توسعه نیافتگی مناطق مختلف کشور در کنار ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ، باید به نقش کارگزاران توسعه نیز پرداخت. منابعی که برای توسعه اقتصادی یک منطقه لازم است عبارتند از خاک ، نیروی کار ، سرمایه و سازماندهی یا مدیریت. منبع خاک با همه تعلقاتش در مقایسه با دیگر مناطق در استان ما از وضیعت مطلوبی برخوردار بوده و هست ، نیروی کار هم با اغماض از کیفیت آن به لحاظ کمی به وفور بوده اما روی دو عنصر دیگر حرف دارد. به نظر می رسد دلیل اصلی توسعه نیافتگی استان کمبود سرمایه یا به عبارت دیگر ، انباشت نشدن سرمایه بوده اما کمبود سرمایه خود ، نتیجه عوامل دیگری بوده که یکی از آنها نحوه مدیریت و سازماندهی است. همان گونه که می دانید در 100 سال گذشته در کشور ما سیستم مدیریت، سازماندهی و تصمیم گیری ، به شدت متمرکز بوده و تمرکز مدیریت ،تمرکز سرمایه را نیز به دنبال داشته است.نتیجه طبیعی تمرکز گرایی شدید ، شکاف اقتصادی و توسعه نامتوازن درکشور بوده است ، به طوری که استان های فقیری در پیرامون کشور با کمترین سهم در تولید ناخالص داخلی و پایین ترین در آمد سرانه و حتی کمترین برخورداری از زیرساخت های توسعه به وجود آمده اند که استان اردبیل نیز یکی از آنهاست. از طرف دیگر کارگزاران توسعه در کشور ما ، چه از نوع جامعه مدنی و چه جنس دولت ، بیشتر مردد بوده اند تا توسعه نگر و به مسئله توسعه اقتصادی ، به ویژه از نوع متوازن آن از نظر جغرافیایی ، با دیده تردید نگریسته اند.

دلایل توسعه نیافتگی شهرستان کوثر :جغرافیای فرهنگ شهرستان کوثر از دیر باز تجلیگاه بزرگ مردانی بوده است که هر کدام نمودی از علم ، تلاش و اخلاق محسوب می شدند . خطه ای که در تربیت فرزانگان و شخصیت های تاثیر گذار سیاسی و اجتماعی زبانزد خاص و عام بوده است . نگاهی به تاریخ سراسر آموزنده شهرستان کوثر که می اندازیم حاکی از آن است که شهرستان کوثر در ادوار مختلف تاریخ نقشی عزت آفرین در منطقه ایفا نموده است و نام آن همواره تداعی کننده انسانهایی بزرگ بوده است ولی متاسفانه امروزه با گذشت زمان شاهد هستیم که جایگاه بلامنازع کوثر در منطقه ، در عرصه های مختلف دچار افت و رکود شده است و از نظر برخورداری از فرمانداری ، گیوی جزو شهرستانهای نوپا و جدید استان به حساب می آید و در سال 75 تبدیل به فرمانداری شده و در سطح استان اردبیل نیز از حیث ذخایر نیروی انسانی شهره خاص و عام شده است ، از بدیهی ترین و ابتدایی ترین امکانات شهری محروم مانده است. بی شک رونمایی از شاکله امروز شهرستان کوثر و به ویژه شهر گیوی ، معلول دلایل متعددی بوده که آسیب شناسی نشده است . شهری که فاقد هر گونه زیر ساخت شهری می باشد و شهرستانی که توسعه آن از پارادایم خاصی تآسی نمی نماید، وهیچ پیشرفتی از نظر عمران و آبادی ، چه در مرکز شهر و چه در روستاها وبخش های آن دیده نمی شود.

برای ریشه یابی علل توسعه بافتگی و یا توسعه نیافتگی ، می بایست دلایل را در دو سطح فرهنگ و ساختارها جستجو کرد وبحث جامع برای تبیین علل توسعه نیافتگی نیازمند تحلیل مجموعه عواملی است که سعی می شود یر اساس ادبیات علمی مرتبط ، بخشی از عوامل توسعه نیافتگی که البته برای هر منطقه جغرافیایی صاذق است ، تحلیل و تبیین شود. ابتدا باید اشاره کرد که طرح موضوع علل عقب ماندگی شهرستان خود مبتنی بر این پیش فرض است که شهرستان کوثر توسعه یافته نیست. البته دفاع از این گزاره چندان هم سخت نیست ، ولی طرح این موضوع و بررسی آن نیازمند توافق مشترک روی این پیش فرض است. مجموعه شاخص های شهرستان در زمینه درآمد سرانه ساکنین ، وضعیت اشتغال و بیکاری در سطح شهرستان ، سطح خدمات در شهرستان ، وضعیت صنعتی و کشاورزی شهرستان همه وهمه موید عقب ماندگی مفرط شهرستان کوثر هستند. به طور طبیعی با پذیرش این سطح پیشرفت ، نتیجه گیری وقضاوت در خصوص بسیاری از ویژگی های فرهنگی به صورت نادیده و بدون هر گونه مطالعه میدانی و بر اساس پیشینه مطالعات قبلی امکان پذیر است.

برای مثال بدون هیچ تآمل و بررسی می توان نتیجه گرفت که فرهنگ مبارزه برای طلب حق ، کار وتلاش وحس سخت کوشی مدیریت کلان آن در این شهرستان دچار مشکل است و متآسفانه به جای آن فرهنگ سهم خواهی طایفه ای ، گروهی و جریانی وجود دارد ، که بالطبع نشان از انگیزه پیشرفت خواهی و موفقیت طلبی پایین مردم گیوی است ، اصولا فرهنگ تعلق و ویژگی های عاطفی مردم شهرستان گیوی دچار اشکال است ، تقدیر گرایی منفی در آن رواج دارد ، توسعه ، گفتمان غالب مردم گیوی نیست ، قناعت گرایی به صورت منفی در این شهرستان رایج است ، ثروت گرایی عقلانی و مشروع چندان تشویق نمی شود . ثروت گرایی برای افراد و گروه خاص جریان دارد ، کارآفرینی اهمیت بالایی ندارد و کار آفرینان از حرمت و جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار نیستند ، مردم مسئوولیت پذیر نیستند و گفتمان (به من چه و کلاه خودت را بگیر که باد نبره ) کاملا در جریان است ، تنها انتظاراتی که از مدیران خود دارند ، انتظارات عاطفی و شخصیتی است و نه انتظارات توسعه ای شهرستان ، به هیچ وجه از رفتار رقابتی و برتری جویی برای خدمت به شهرستان برخوردار نیستند و تنها به خاطر منافع شخصی و با روش های نا بهنجار و غیر اخلاقی دست به تخریب هم می زنند. مردم شهرستان گیوی کم خواه ، قانع در خواستن ، دارای آرزوها و آرمان های کوچک ، رویکرد اقتصادی آنها مبتنی بر معیشت است و نه تولید ثروت ، منفعلند ، هدفشان گذران امروز است و چو فردا بیاید فکر فردا کنند. فکر می کنند توسعه چیزی است که باید به آنها داده شود و نه این که برای رسیدن به توسعه باید تلاش کرد و توسعه را به دست آورد.

علاوه بر عوامل فرهنگی بیان شده ، مهمترین دلایل ساختاری توسعه نیافتگی شهرستان کوثر را می توان در سه مورد زیر خلاصه کرد:1- از علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی کوثر ، بی توجهی به توسعه راه ها و زیر ساخت های اساسی در این منطقه است. و برای رفع محرومیت منطقه باید از توان متخصصان و انسان های کار بلد استفاده کنیم چرا که بخش کشاورزی ، گردشگری و صنعتی این منطقه می تواند یک نقطه تحولی و زیر بنایی برای حرکت های موثر و مفید باشد. 2-علت اصلی دیگر عقب ماندگی این شهرستان راکد ماندن و عدم استفاده منطقی از سرمایه گذاری های موجود صنعتی است.3-مهمترین عامل و راز اصلی عقب ماندگی شهرستان گیوی ، نبود اتحاد و همدلی و یکرنگی بین مردم شهرستان می باشد. شهرستان گیوی دارای پتانسیل های در خور توجهی می باشد که لازم است به نحو مطلوب و صحیح مورد توجه قرار گرفته و با هدایت آن توسط یک مدیریت متمرکز و جانفدا ، بستر لازم جهت استفاده حداکثری از این توانمندی مدنظر قرار گیرد. آنچه که واضح و مبرهن است متاسفانه تاکنون خواسته یا ناخواسته اراده و تصمیمی در جهت تحقق موارد مذکور به طور جدی وجود نداشته و همواره با بیان روشها و راه حل های کلیشه ای و نخ نما شده تبدیل به یک ابزار خاص ، جهت تامین مقاصدی تعیین شده ، گردیده است . به عبارت دیگر عدم توجه مناسب و پرداختن به مسائلی که در حاشیه مطرح می شود از آن موضوعی با محوریت فرعی ساخته است . اگر عوامل تاثیر گذار در توسعه یک دیار را با دقت بیشتری بازنگری نماییم ، مشاهده می شود در شهرستان گیوی این عوامل به عنوان مجهولات مسئله مطرح است.خلاصه اینکه هیچ شهری توسعه نمی یابد مگر اینکه عزم و اراده ای جدی در عقبه آن وجود داشته باشد و این مهم میسر نمی شود جز با عزم و اراده ای همگانی که نمود آن باید در رفتار، سکنات و عملکرد کلیه افراد موثر در این زمینه ، بویژه مسئولین ارشد ، صاحب نظران و اندیشمندان و .. این خطه ظاهر شود که متاسفانه در زمینه اخیر الذکر ما فعلا داغدار و داغدار هستیم و مسولین یاد شده فعلا نه دارای مدیریت خلاق هستند و نه صاحب نظر!!!!

 

نویسنده: پریسا نقی پور ( ک ارشد علوم اجتماعی)

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)