جمعه, 03 آذر 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها علل افزایش معضلات زیست محیطی
علل افزایش معضلات زیست محیطی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 13 خرداد 1394 ساعت 15:58

 

محیط زیست ثروتی است از خداوند متعال به بندگانش و ما باید قدر این ثروت الهی را بدانیم وبکوشیم برای حفظ و نگهداری این ثروت الهی، این ثروت نعمتی است برای بهره برداری تمامی موجودات به ویژه انسان ها، اما به خاطر استفاده حداکثری و متکبرانه انسان از طبیعت و نگاه نادرست به سه منبع مهم آب و خاک و هوا،حق زندگی سالم از برخی سلب شده وموجبات برهم خوردن نظم طبیعی کره زمین،فراهم شده است.

توسعه ی پایدار (sustainable development) عبارت است از توسعه ای که با حفظ منابع تجدید ناپذیر برای نسل های آینده صورت بگیرد. به قول معروف، اگر نسل فعلی همه ی منابع زیست محیطی را بالا بکشد و چیزی برای نسل های آتی باقی نگذارد، پس در این صورت دنیا را به نابودی کشانده است و آینده ای وجود نخواهد داشت. پس هر جا سخن از توسعه است باید پایدار باشد تا حیات نسل های آتی هم ادامه پیدا کند.

با شکل گیری (توسعه ی صنعتی) فرایند برداشت از منابع تجدید ناپذیر سرعت گرفت و منابع زیست محیطی به شدت تخریب شدند و این فرایند همچنان ادامه دارد. برخی از علل تخریب زیست محیطی به نگاه سود جویانه ی بشر امروز برای دست یابی آنی به ثروت های افسانه بر میگردد. یعنی ریشه ی اصلی تخریب محیط زیست به تفکر و اندیشه ی بشر شدیدا مادی امروزی بر می گردد. به عبارتی خود به خود توسعه ی صنعتی و سایر عصرها و دوره های توسعه ی علمی ـ فنی مخرب نبوده و نخواهد بود، بلکه نوع زاویه ی دید انسان ها به مقوله ی توسعه است که خطرناک و مخرب شده و اکنون شاهد فلاکتی هستیم که آرام آرام دارد سیمای مهیب خود را نشان می دهد.

 

 

 

برخی از علل روبنایی تخریب زیست محیطی را می توان بدین شکل لیست نمود:

برداشت بیش از حد منابع زیر زمینی معدنی و هید روکربون واستفاده ی بیش از حد از انرژی وابسته به سوخت های فسیلی وتوسعه ی صنعتی و تولید محصولات از فراورده های پتروشیمی وتولید زباله های صنعتی و خانگی با حجم بالا ،گرم شدن زمین و تغییر شرایط اقلیمی ، پاره شدن لایه ی ازن وخشک شدن دریاچه ها ، آلوده شدن منابع آبی با زباله ها، سموم صنعتی وتغییر در جغرافیای طبیعی وروساخت های سطح زمین ، ذوب شدن یخ های قطبی واز بین رفتن جنگل ها ، افزایش بیش از حد آلاینده های هوای تنفسی ، تخریب مراتع و فرسایش زمین، تصادفات جاده ی و تلفات ناشی از آن، تخریب زمین های کشاورزی و برداشت بیش از حد از ذخایر خاک، وارونگی جوی وگسترش انواع سرطان ها وبیماری های عروق قلبی ناشی از کم تحرکی، سوانح طبیعی و دست ساز بشر وبروز بیماریهای نوپدید و مقاوم در برابر آنتی بیوتیک ها و..... این لیست بسیار بلند بالاست.ولی در راس ایجاد علل فوق تفکر سود محور انسان قرار دارد که در نتیجه ی عملکرد عوامل فوق آثار زیر حادث شده است:1 -تغییر شرایط اقلیمی کره ی زمین 2- تخریب محیط زیست 3-بروز آسیب و تهدید جدی برای حیات و سلامت انسان ها

سه پیامد فوق منجر به نقض اهداف(توسعه ی پایدار) شده است.به همین دلیل از حدود 20 سال قبل مسائل زیست محیطی به موضوعات سیاسی تبدیل شده است.اگر چه در ابتدا مشکلات زیست محیطی توسعه،بحثی فنی و بعد اجتماعی شده بود، ولی در حال حاضر تشکیل جبهه ها و احزاب زیست محیطی،حتی در کشورهای اروپایی، که مهمترین جهت گیری سیاسی آنها ارائه ی راهکارهای جدی برای حل مشکلات زیست محیطی است،مشکلات زیست محیطی را یک بحث علمی وفنی صرف به طور کامل خارج ساخته و به یک موضوع صد رصد سیاسی تبدیل کرده است. اکنون تلاش سیاستمداران بر این امر استوار است که این موضوع سیاسی را امنیتی نکنند وبلکه با مشارکت احزاب،مردم و نخبگان وفعالان اجتماعی و زیست محیطی آن را به نحو بسیار مدبرانه ای حل کنند تا بار دیگر شاهد پیگیری فرایند توسعه ی پایدار باشیم.

 

چرا مشکلات زیست محیطی،موضوعی سیاسی است؟

به خاطر آن که موضوعات زیست محیطی با نیازها،خواست ها وحیات انسان ها سر و کار دارد.به خاطر آن که با توسعه ی مشکلات زیست محیطی،محیط زندگی،کسب و کار،اقتصاد وسلامت انسان ها به خطر می افتد ودر نهایت رفع این تهدیدات به مطالبه ی جدی و اساسی مردم از دولت و نمایندگان مجلس و دیگر قوای حاکمیتی تبدیل می شود. مطالباتی که امید برآورده شدن آنها به نیروی سیاسی فعال اجتماعی تبدیل می شود. بنابرین خواسته و ناخواسته به دنبال تحولات شدید و رشد و توسعه ی اجتماعی،فن آوری،علمی واقتصادی جوامع و استفاده ی بیش از حد از منابع زیست محیطی،بشر با بحران کمبود منابع روبرو شده و خود در انباری از زباله های خطرناکی که خود تولید نموده در حال غرق شدن است.

مشکلات زیست محیطی کشور ما

کشور ما نیز از زمانی که سوار قطار توسعه شد،به محیط زیست خود رحم نکرد. از زمانی که شروع به استخراج نفت کردند و تا حالا که یکی ازبزرگترین مصرف کنندگان محصولات تکنولوژیکی هستیم، روند تخریب محیط زیست ما با سرعت و شدت زیادی در حال پیشروی است.از صد سال پیش روند تخریب محیط زیست در کشور ما،به شکل زیر بوده است

تخریب جنگل ها و مراتع به دلیل برداشت بیش از حد، تخریب و فرسایش خاک، خشکسالی و از بین رفتن مراتع شیوع بیماری ها و خالی شدن مراکز روستایی و شهری از جمعیت، مهاجرت از روستاها به شهرها و خالی شدن روستاها از جمعیت و از بین رفتن زمین های کشاورزی، فروش نفت وخام فروشی دیگر منابع درون و برون زمینی، استفاده از کودهای شیمیایی، آفات کش وعلف کش ها ومسمومیت منابع آبی کشاورزی، برداشت غیر قانونی و بیش از حد از منابع آب های سطحی و زیر زمینی، توسعه ی باغداری با حجم آب مجازی بالا و صادرات آب به شکل میوه های آبدار به سایر کشورها، در حالی که در گذشته بیشتر خشکبار صادر میکردیم، گسترش بی رویه ی طرح های سد سازی و اختلال در فرایند طبیعی حوضه های آب ریز که در نهایت به خشکی دریاچه ی ارومیه، هامون، زاینده رود، کارون، مرداب انزلی و...انجامیده است، مشکل آلودگی هوا در کلان شهرها و شهرهای بزرگ که اکنون به جدی ترین تهدیدات زیست محیطی تبدیل شده اند و مشکل ریز گردهای بسیار آلوده ی منتشره از کشورهای همسایه به بیش از 45 درصد سطح کشور و ...

حال متوجه می شویم که همه این مشکلات و معضلات تهدیداتی هستند که اگر مدیریت نشوند، می توانند در آینده مشکلات جدی برای فرد فرد آحاد جامعه ایجاد بکنند. به طور طبیعی این ها مشکلاتی نیستند که بتوان آنها را پرده پوشی کرد و در اتاقهای در بسته برای آنها تصمیم گیری کرد. می گویند اولین بار وقتی موضوع شیوع ایدز در کشور ما مطرح شد کلیه مکاتبات مربوطه ، با مهر محرمانه انجام می شد (سوابق در بایگانی وزارت بهداشت و درمان موجود است) ولی اکنون با شفافیت با گسترش بیماری ایدز برخورد می شود تا مردم آگاهی داشته باشند و اقدامات پیشگیرانه طراحی و افکار عمومی در جریان آمارهای مربوطه قرار می گیرند. به طور طبیعی همه ی معضلات زیست محیطی چنین وجهی دارند. مگر می شود مرگ دریاچه ارومیه را در اتاقهای دربسته تصمیم گیری کرد. به غیر از آذربایجانی ها، هزاران ایرانی که از این دریاچه دیدن کرده اند در سوگ آن می گریند. چه کسی است که آثار فاجعه بار خشک شدن دریاچه ی ارومیه، هامون، کارون، زاینده رود و... را نداند ونگران نشود؟

به همین دلیل است که (دولت تدبیر وامید) اولین مصوبه ی جلسه دولت را نجات دریاچه ی ارومیه قرار می دهد.چون جناب آقای دکترروحانی به عمق این معضل وهمچنین مطالبه ی عمومی برای نجات آن واقف هستند. شفافیت در بیان مشکل وارائه راهکارهای اجرایی و مشارکت دادن مردم در فرایند نجات دریاچه ی ارومیه از استراتژی های موثر می تواند باشد. به شرطی که تیم مدیریتی دلسوز، خلاق ومتکبر عهده دار این مسولیت شوند.

 

 

 

الان در کنار بحران زیست محیطی دریاچه ی ارومیه مشکل دیگری در پایتخت گریبان مردم را گرفته است که در دیگر کلان شهرها ی کشور از جمله تبریز، اصفهان، اراک، مشهد و.... خود را نشان داده است و آن آلودگی بیش از حد هوای تنفسی است. اکنون موضوع آلودگی هوا به بحث روز مردم تبدیل شده. جالب آن که برخی افراد ذهنشان متوجه آلودگی هوای شهرتهران بود، سریعا طرح انتقال پایتخت را دادند. ایراد کار این است که اولا مشکل آلودگی هوا مختص تهران نیست، ثانیا انتقال پایتخت تا 20 سال آتی ممکن نیست و اید ه ای محال است و ثالثا با طرح انتقال پایتخت مشکل آلودگی هوای تهران باقی خواهد ماند و شاید پایتخت جدید مشکل آلودگی نداشته باشد. چون بخش عظیمی از حجم آلودگی هوای تهران و سایر کلان شهرها به تعداد بالای کارخانه ها ی صنعتی در آن شهرها بر می گردد که مستقیم وغیر مستقیم موجب آلودگی هوا می شوند. پس آلودگی هوا مختص شهر تهران نیست و همه کلان شهرها با این مشکل مواجه هستند. آلودگی هوای تهران و دیگر کلان شهرها که موضوع روز است و باید راه حل های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدتی را در برنامه ریزی داشته باشد. همچنان که همین برنامه ریزی برای نجات دریاچه ارومیه لازم است . طبیعی است برای راحل این مشکلات از عملی ترین راحل ها استفاده کنیم که سازنده ترین راه حل است.

نتیجه گیری:

شکی نداشته باشید که به دلایلی که قبلا گفته شد مشکلات زیست محیطی به امری سیاسی تبدیل شده اند ودر ابتدا راه حل سیاسی و در گام بعدی راه حل فنی دارند. پسندیده آن است که از امنیتی کردن امور اجتماعی و سیاسی خوداری شود.حل معضلات اجتماعی با وجه سیاسی نیازمند مشارکت شهروندان،سازمان های مردم نهاد،دنخبگان سیاسی وعلمی استد.بحران ها را بهتر است به مدیران بحران سپرددو از طرح معضلات زیست محیطی در رسانه ها و افکار عمومی نباید ترسیدد.مردم قابل اعتماد ترین مولفه در حل کلیه بحران ها هستندد.مطالبات زیست محیطی شهروندان را باید شناخت و به آنها احترام گذاشت.چون به زندگی آنها مربوط می شود.

 

نویسنده: پریسا نقی پور ( ک ارشد پژوهش علوم اجتماعی)

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)