سه شنبه, 30 آبان 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها تنبلی اجتماعی به عنوان یک معضل اجتماعی
تنبلی اجتماعی به عنوان یک معضل اجتماعی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 27 اردیبهشت 1394 ساعت 17:27

 

تنبلی اجتماعی به عنوان یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی جامعه ایران عنوان شده است. آمارهای موجود در این زمینه نیز بیانگر این هستند که فرهنگ کار و کارآفرینی در بین ایرانیان بسیار پایین است. بطوری که آمارهای جهانی جایگاه ایرانیان را در این شاخص رتبه سوم عنوان کرده‌اند. برخی از شواهد که تنبلی اجتماعی را در جامعه ما نشان می‌دهد مانند عدم تمایل به درس خواندن و مطالعه در مدارس و دانشگاه‌ها، میزان بالا بودن تماشای تلویزیون به جای کتاب خواندن و عدم تمایل به کارآفرینی و وجود تعطیلات سالانه و شیوع تعطیلی (بین التعطیلین) تنبلی اجتماعی به معنای تن پروری و سستی به کار رفته است. البته هر انسانی دچارتنبلی اجتنماعی می شود.

تنبلی می‌تواند مبنای بسیاری از آسیب های اجتماعی و فرهنگی باشد و بسیاری از نابهنجاری‌های موجود در جامعه ارتباط مستقیمی با تنبلی دارد. بسیاری از عادت های فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی دارد و ایرانیان بعد از اعراب و افریقاییان در رتبه سوم قراردارند.

نمونه گیری که از بین سه هزار و 328 نفر در ایران صورت گرفت مشخص گردیدکه 45 درصد افراد جامعه دچار تنبلی بودند. اکثر متخصصان علوم رفتاری در همین راستا گفته‌اند که در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است یعنی افراد درس می‌خوانند تا کار نکنند و اگر درس نخوانند باید کار کنند یعنی فرار از کار و زحمت یک نوع زندگی است که این خصلت ناپسند درکشور ما بیشتر است.

اتلاف وقت درجامعه ماامری عادی شده است. طوری شده است که رییس مجلس در 29 اردیبهشت گفتند ما از حیث فرهنگ کار مشکل داریم طوری شده که کشور ما اصطلاح یقه سفیدی راپذیرفته ایم. مقوله تنبلی اجتماعی موضوع مورد مطالعه روانشناسان قرار گرفته و از آن به عنوان اهمال کاری یاد کرده اند. روانشناسی به نام ادوانس بلس از تنبلی اجتماعی به عنوان تعویق انداختن کارها یاد می‌کند که اکنون و حال باید انجام شود و به اینده موکول می شود و ریموند بودون تبیین دقیقی از این معضل اجتماعی ارائه می‌کند. "تنبلی اجتماعی زمانی صورت می گیرد که فرد در سطح خرد و فردی رفتاری به نسبت مطلوب دارند اما این رفتار در سطح کلان و جمعی به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود و دلیلش هم ناهماهنگی در سطح نهادهای اجتماعی است".

برخی از عواملی که تنبلی اجتماعی را به وجود می‌آورده‌اند عبارتندز:

1- تقدیرگرایی که در میان ارزشها و فرهنگ ایرانیان جایگاه بسیار مهمی دارد که میان تنبلی و تقدیرگرایی ارتباط ناگسستنی وجود دارد. چرا که تقدیرگرایان اموخته‌اند که خواه بکوشند خواه نکوشند آنچه سرنوشت و زندگی را سمت و سو می دهد تقدیراست نه تلاش فرد ...

2- احساس بی قدرتی یکی دیگر از زمینه‌های تنبلی اجتماعی است. هدایت الله ستوده کارشناس مسائل رفتارشناسی دراین زمینه معتقد است که احساس بی قدرتی به این معناست که فرد معتقد است که قادر به تحت تأثیر قرار دادن محیط اجتماعی نیست البته بی قدرتی اجتماعی مفهومی است که از دل نظریه ی سوسیالیستی سر برآورد.

3- از طرفی دیگر تنبلی اکتسابی است و به هیچ عنوان ارث در افراد تنبل نقش نداشته نوع تربیت خانواده است که یک فرد را زرنگ یا تنبل به بار می‌آورد.

4- روانشناسان به محیط دانشگاهی و مدارس اشاره کرده اند متأسفانه حداقل کار کردن در سیستم اداری رایج شده و دانشجویان همگی شب امتحانی شده‌اند همه اینها نه تنها مذموم و پست نیست بلکه به عنوان یک هنجار درآمده است. متاسفانه درجامعه ما اگر کارمندی بخواهد کار کند زیر فشار سایر کارکنان قرار می‌گیرد وحرف هایی از این قبیل به ‌آنها زده می‌شود "چقد مگه حقوق می‌دهند/ به کجا می خوای برسی". و در محیط آموزشی افراد درس خوان را با القاب ناشایست مانند خرخوان خطاب می کنند و آدم های غیر طبیعی خوانده می‌شوند.

سخن پایانی

کشور ایران تنبل بوده و هست درصورتی که مدیریت نهادها خوب شکل نگیرد همچنان تنبل خواهد ماند. و از طرفی دیگر در کشوری که به افراد کارکن بها داده نشود کشور به سمت تنبلی خواهد رفت و تا زمانی که در کشور من کارگر از شغل خود خجالت کشیده و فرهنگ کار وکارگری رواج پیدا نکند این داستان تنبلی ادامه خواهد دااشت و متأسفانه در ایران کار عار است و از طرفی دیگر در این زمینه از آموزش نباید غافل بشویم. زمانی که فرهنگ کار در بین شهروندان نهادینه شود و در این زمینه آموزش‌های لازم به آنها ارائه شود کار به عنوان ارزش در بین آنها پذیرفته می‌شود. در کنار این‌ها چنانچه نظارت اجتماعی نیز افزایش یابد تا افراد زرنگ از سایر افراد تنبل تشخیص داده شوند تمایل به کار و کارآفرینی در جامعه افزایش می‌یابد.

 

رستم دشتی "کارشناس علوم رفتاری"

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)