سه شنبه, 30 آبان 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها تحلیلی پیرامون نقش سازمان های مردم نهاد در توسعه پایدار
تحلیلی پیرامون نقش سازمان های مردم نهاد در توسعه پایدار مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
شنبه, 15 فروردین 1394 ساعت 21:53

 

1- امروزه از یک طرف،توسعه به عنوان يک فرآيند، مهم­ترين بحث کشورها،به ویژه کشورهای در حال توسعه است و از طرف دیگر تحقق پيشرفت و توسعه ي  کشورها مستلزم بهره گيري از استعداد و توان و حضور فعالانه مردم و مشارکت آن ها در مراحل مختلف توسعه است، اهمیت این امر تا جایی است که معمولا توسعه و مشارکت را اموري در هم تنيده دانسته و فرآيند توسعه را وقتي با ثبات، پایا و همراه با موفقيت مي دانند که با افزايش مشارکت مردم توأم باشد.لذا،توسعه در تحليل نهايي، تكامل انسانهاست وبا مشاركت آنها وبراي آنها بايد تحقق يابد. در فرايند توسعه انسان هم وسيله وهم هدف است. در نتيجه، تحقق اين معني بايد به دست خود انسانها وبا دخالت ايشان انجام گيرد. بعلاوه، مشاركت مردم ضامن آزادي فردي، عدالت اجتماعي وجلوگيري از سوء استفاده از قدرت درجامعه مي باشد. دركل " توسعه فرآيندي است كه به گسترش انتخاب مردم وافزايش فرآيندهاي مشاركت دموكراتيك وتوانايي مردم براي تاثير گذاري بر تصميماتي است كه به زندگي آنها مربوط مي شود. و]نيز[ فراهم نمودن امكان شكوفايي توانمنديهاي مردم وقادرساختن فقرا، زنان ودهقانان براي سازمان دهي خود وانجام فعاليت هاي گروهي".[Staurt,1991,28-9] كميسون براند لند[Brand Land Commission] وابسته به سازمان ملل تعريف زير را از توسعه پايدار ارايه داده است؛" توسعه اي كه نيازهاي ]نسل[ امروز را برطرف كند بطوري كه به توانايي نسل آينده براي برطرف نمودن نيازهايشان لطمه اي وارد نكند"

2-    امروزه بیش از گذشته شاهد تاکید اندیشه ورزان و برنامه ریزان توسعه بر تسریع و تسهیل  روند کاهش تصدی گری دولت ها و جلوگیری از "انبساط" بی رویه دولتها به ویژه در کشورهای در حال توسعه هستیم. اتفاقا دولت در این قبیل از کشورها با توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی و تاریخی و نیز سیاسی و اقتصادی حاکم بر چنین جوامعی، دولت از اشتهای وافری برای "فراگیر" و " همه فن حریف" نشان دادن خود برخوردار است. البته واکاوی علل بروز چنین پدیده ای خود نیازمند تحلیل و توجه به زمینه های مساعد اجتماعی- روانی موجود درجامعه است. بدین معنی که نه تنها دولت خود چنین تمایلی دارد بلکه مردم نیز در بسیاری از موارد خواست و تقاضای اجابت چنین کارکردی از دولت را دارند. ناگفته پیداست که "فربگی و چاقی مفرط" در دولت لاجرم به معنای " له شدگی جامعه مدنی" و نادیده انگاری امکانات و توانمندیهای عظیم بخش خصوصی خواهد بود! لذا هر گونه تلاش جهت تاسیس و تقویت نهاد ها و سازمان های مردم نهاد ضمن فراهم نمودن امکان بهره گیری سنجیده و بخردانه از همه سرمایه های مادی و معنوی بخش های غیر دولتی و به تبع آن حل بسیاری ازمسایل و مشکلات جامعه توسط خود مردم، بار سنگینی را از دوش دولت بر خواهد داشت و به شکل گیری یک حکم رانی خوب منهی خواهد. لذا با تکیه بر اندکی " تدبیر و امید" و لختی  خردمندی می توان فعل توانستن را به همت مردم به خوبی صرف نمود!

3-    اینک پیامد نقدهای واردبر توسعه تک خطی و تمرکز گرایی بیش از اندازه دولت در کشور های در حال توسعه، همه نگاه ها را متوجه "سمن"ها ساخته است.در نتیجه، اینک سازمان هاي غير دولتي در سراسر جهان گسترش چشمگيري يافته اند، آن ها مشارکت افراد جامعه را در فرآيند توسعه تقويت مي کنند. اين سازمان ها در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي، به سبب فارغ بودن از بوروکراسي پيچيده بخش دولتي و منفعت طلبي بخش خصوصي  اين امکان را فراهم ساخته اند تا در زمينه هايي چون مبارزه با فقر و گرسنگي، حفاظت از محيط زيست، جنگلداري، افزايش آگاهي هاي عمومي، رفاه، بهداشت جامعه و خانواده، توجه به امور زنان و کودکان، کاهش آسيب هاي اجتماعي وآموزش و پرورش ....موفق تر از بخش هاي خصوصي و دولتي عمل نمايند. روی هم رفته در زمينه ي توسعه، سازمان هاي غير دولتي، به عنوان نهادهاي مردم محور و مشارکت گرا مي توانند نقش مهم و کليدي را دراين زمينه ايفا نمايند.

4-    حضـــور آگاهانه مردم در صحنه سياسي به ويژه در سالهاي اخير، به عنوان يكي از شاخصه هاي اصلي توسعه پايدار موردتاكيد قرار گرفته است. در جوامع دموكراتيك، سياست عمومي علي القاعده پاسخي به درخواست مردم است و در اين شرايط است كه هوشياري عمومي و درك ضرورتها و لوازم پايــــداري روند قانونمند و با ثباتي به خود مي گيرد.يونسكو طي گزارشي براي قرن بيست و يكم، توسعه پايدار مستلزم «گذار از عضويت فردگرايانه در جامعه به مشاركت دموكراتيك مردم در صحنـــه» تلقـي كرده است (UNESCO,1996:13) . براين اساس، توسعه پايدار، بدون برخورداري از كاركردهايي درجهت تعميق مشاركت دمــــوكراتيك  آحاد شهروندان دست يافتني نخواهدبود.

5-    «آمارتياسين» پژوهشگـــــر برجسته هندي الاصل و برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 1998 به ويژه به صورتي پرشور از  نگرش مشارکت همه جانبه مردم به خصوص در در حوزه های سیاست و اقتصاد، دفاع مي كند. او معتقد است كه «اقتصاد خوب، بدون دموكراسي واقعي امكان پذير نيست(سن،1385:5).وی نبود دموكراسي و مشاركت آگاهانه مردم را علت اصلي بسياري از نابسامانيهاي كشورها تلقي مي كند. انديشه و آراي انديشمنداني چون «سن» عرصه هاي نويني را فراراه توسعه درجهان آينده گشوده و از اين رو بازتابهاي گسترده اي به دنبال داشته است.همان طور که گفته شد، برخي از انديشمندان نظير ؛"سن"، «كارمن»،"رهنما" و ... به ويژه در سالهاي اخير، با نقد تجارب ناموفق حدود نيم قرن تلاش براي رسيدن به توسعه درجهان سوم به اين نتيجه رسيده اند كه «پروژه توسعه شكست خورده است، زيرا بيرون از مشاركت مردم، نگاه داشته شده بود» حال آنكه اين پروژه به نام آنان آغاز شد و قرار بود براي مردم رفاه و آزادي به ارمغان آورد. مي توان با گزارش همسايگي جهاني ما هم داستان شد كه «قدرت جمعي مردم براي شكل دادن به آينده اكنون پيش از هر زمان ديگر ضروري و كارساز است. به تحرك درآوردن اين قدرت براي ايجاد زندگي امن تر، دموكراتيك تر و پايدارتر در قرن بيست و يكم مهمترين چالش فراراه اين نسل است.

6-    با توجه به آن چه که گفته شد، سازمان ها و نهادهای محلی، بومی و مردمی می توانند زمینه و بستر های لازم را برای حضور مردم در تمامی مراحل مربوط به تصمیم گیری و اجرای تصمیماتی که به طورمستقیم یا غیر مستقیم با زندگی روزمره آنان سرو کار دارد، ایفا نمایند. سازمان دهی گروه های مختلف صنفی و شغلی در"سمن"های مربوط به خودشان ضمن بالاتر بردن روحیه و انگیزه مسولیت پذیری هر چه بیشتر شهروندان یک جامعه، دولت را نیز پاسخ گوتر، شفاف تر و مسوول تر خواهد نمود. بدیهی است که چنین امری خود زمینه ساز تاسیس و تحکیم " حکم رانی خوب" ( GoodGovernance) خواهد شد که جامعه می تواند از مواهب متعدد برآمده از آن منتفع شود.

 

رشید احمدرش دکترای جامعه شناسی( مطالعات توسعه دانشگاه تهران) و مدرس دانشگاه

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)