سه شنبه, 30 آبان 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه پژوهش علوم اجتماعی مقاله ها مهاجرت و شهرنشینی با تاکید بر مهاجرت روستا به شهر
مهاجرت و شهرنشینی با تاکید بر مهاجرت روستا به شهر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 19 اسفند 1393 ساعت 23:20

 

مقدمه

مهاجرت و شهرنشينى از جمله موضوعات مهمى است كه در قرن بيستم و بخصوص نيمه دوم آن توجّه بسيارى از محققان و برنامه ‌ريزان را به خود جلب نموده است.ليكن نكتۀ مهم در مطالعات مربوط به مهاجرت و اثر آن بر افزايش جمعيّت شهرها،توجّه به علت واقعى مهاجرتهاست.بجاى محكوم كردن اين پديده ونسبت دادن تمام مسائل و مشكلات شهرى به مهاجرتهاى بى‌رويّۀ روستايى،بايد ديد كه منشأ آن چيست وچگونه اين پديده در جوامع تجلى كرده و احيانا به چه ترتيب از پيامدهاى منفى آن جلوگيرى شده است؟ مهاجرت فرايندى انتخابی است كه با خصوصيات اقتصادى،اجتماعى،آموزشى و جمعيّتى مشخّص در افراد تأثير مى‌گذارد؛ و نفوذ نسبى عوامل اقتصادى و غيراقتصادى نه تنها ممكن است بين كشورها و مناطق، بلكه حتى در داخل مناطق و جمعيّتهاى جغرافيايى مشخص متفاوت باشد؛ ليكن عموما مكانيزم مهاجرت داراى نيرويى دو جانبه است و معلول جذب و دفع عوامل اقتصادى و اجتماعى است. امروزه توسعۀ شهرها وگسترش صنايع در رشته‌هاى گوناگون كه خدمات مربوط به آنها را نيز پديد آورده، همچنين برقرارى ابزار جديد و تكنيكهاى نو توليد زراعى در روستاها،زمينه‌اى را فراهم نموده كه از يك طرف نياز شهر به نيروى انسانى بيشتر را مطرح و از طرف ديگر تمركز بى‌حاصل و بى‌ثمر همين نيرو را در روستا پديد آورد.با به وجود آمدن چنين حالتى است كه ما با مسئله مهاجرت روبرو خواهيم بود و در حال اگر تعادلى بين اين دو متغير دفع ازروستا و جذب در شهر به وجود نيايد، امر مسلم اين است كه با مشكلات فراوان هم در روستاها و بخش كشاورزى و هم در شهرها روبرو خواهيم شد و امروزه اغلب كشورهاى جهان سوم از اين شرايط و پيامدهاى آن رنج مى‌برند. لذا بايد گفت عمدتا تفاوت در كاركردها، خدمات و زمينه‌هاى اشتغال و درآمد در شهر و روستا و تفاوت های منطقه‌اى از جمله مهمترين علل مهاجرتهاى روستا-شهرى بوده كه بدنبال آن گسترش بى‌رويه شهرى به لحاظ فيزيكى و جمعيّتى و نابسامانيهاى اقتصادى، اجتماعى، ناشى از آن وهمچنين گسترش محلات حاشيه‌نشين بخصوص در شهرهاى بزرگ از جمله عمده‌ترين پيامدهاى مهاجرتى بر شهرمى‌باشد.

 

مبانى و ديدگاههاى نظرى

در خصوص عوامل موثر بر شکل گیری مهاجرت دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، بطور کلی کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، جمعیتی، اداری و ... در این امر و چگونگی شکل گیری آن موثر می باشند که در اینجا به برخی از این نظریات اشاره میشود:

1-نظريّۀ تفاوتها: اين نظريّه كه به تئورى دفع و جذب و يا رانش و كشش معروف است، مبناى حركت و جابجايى ومهاجرت را بر روى انديشه توسعۀ ناهماهنگ شهر و روستا وتضاد ميان اين دو بخش قرار مى‌دهد و معتقد است كه به علت محدوديّت‌هاى روستايى از يك طرف و برتريهاى شهرى ازسوى ديگر،مهاجرت و جابجايى نيروى انسانى شكل مى‌گيرد، و تا زمانى كه اين دو به توازن نرسند،اين روند ادامه خواهد يافت.

2-نظريّۀ مهاجرت به علل ركودى: اين نظريّه مبناى كار رابر شرايط ركود نسبى اجتماعات انسانى قرار مى‌دهد، بدين معنى كه معتقد است شرايط ركودى، دوره‌اى از حيات اقتصادى جامعه است كه به صورت افزايش تدريجى جمعيّتروستا،در مقابل ثبات يا محدوديّت مساحت زمينهاى زير كشت و حجم توليد و منابع روستايى تجلى مى‌كند.لذا جمعيّت ما زاد بخش كشاورزى كه بر اثر زاد و و لد و عدم بازدهى كافى اين بخش در روستا پديد مى‌آيد، جهت تأمين معيشت و اشتغال به مهاجرت به شهرها اقدام مى‌نمايد.

 

3-نظريّۀ مهاجرت به علل تغييرات ساختى: بنابراين نظريّه، عوامل بوجود آورندۀ مهاجرت،عوامل تغيير دهنده ودگرگون‌كننده هستند، كه اين عوامل از به كار گرفتن شيوه‌اىصنعتى-شهرى(مانند تغيير شيوه توليد) در هر منطقه ناشى مى‌شوند، بدين معنى كه مثلا به به‌كارگيرى ماشين آلات و ادوات و فن‌آورى برتر در توليدات كشاورزى و روستايى،خود به خود بخشى از جمعيّت روستايى فعال در اين بخش آزاد خواهند شد، و چنانچه زمينه‌هاى لازم در جهت اشتغال آنان در فعّاليتها وصنايع جنبى كشاورزى و يا مشخصا در بخش صنعت و خدمات روستايى، انديشيده نشده باشد، راهى جز مهاجرت براى آنان باقى نخواهد ماند. «مايكل تودارو» و جمعى ديگر به چنين ديدگاهى معتقدند، البته مدلى كه تودارو ارائه مى‌دهد چنين است كه تصميم به مهاجرت از روستا به شهر عملكرد و متغير اصلى دفع و جذب است كه عبارتند از: الف- تفاوت فاحش درآمد شهر و روستا ب-احتمال دستيابى به نوعى اشتغال در شهر.او مى‌گويد:صحيح خواهد بود اگرفرض كنيم كه در برابر امكان انتخاب بيكارى در شهر و روستا، يك روستايى بيكار شهر را برگزيند، چرا كه آيندۀ شهرچشم‌انداز روشنترى نسبت به روستا تصورير مى‌كند.

 

-4نظريّۀ كاركرد باورى: كاركرد باوران بر اين عقيده‌اند كه چون در يك نظام تعادل به هم می خورد لذا مهاجرت یک عنصر الزامی جهت برقراری تعادل مجدد در جامعه است. بطوريكه در بسيارى از كشورها(بخصوص كشورهاى جهان سوم) بعضى مناطق از لحاظ توسعه از ساير مناطق پيشى گرفته وفرصتهاى مختلفى را براى افراد بوجود مى‌آورند در حاليكه مناطق عقب‌مانده‌تر، توانايى جذب استعدادهاى موجود درجامعۀ خود را ندارند، لذا نيروى اضافى انباشت شده در يك منطقه درپى فرصتهاى مختلف به مناطقى كشيده مى‌شوند كه در آن مناطق فرصتها بيش از ظرفيّت افراد است.از اين جهت،مهاجرت از يك طرف به مكانيزم تطابق شخص با تغييرات ايجادشده بدل مى‌گردد و از طرف ديگر،تعادل از دست رفته را به جامعه باز مى‌گرداند.

عوامل جمعيّتى مؤثّر بر مهاجرت

با پيشرفت مراقبتهاى بهداشتى روستايى و سطح تغذيه درجهان در حال توسعه و همراه با سطح بالاى با روى مستمر،ميزان رشد طبيعى به سرعت افزايش يافته است.ميزان مواليد و مرگ ‌و مير در بييشتر مناطق شهرى در حال كاهش بوده ولى دربسيارى از مناطق روستايى فقط ميزان مرگ ‌و مير كاهش يافته است. تخمين هاى سازمان ملل نشان مى‌دهد كه بارورى درمناطق روستايى، اغلب از مناطق شهرى بيشتر است.ميزان بالاى رشد جمعيّت روستايى، اغلب به مهاجرت روستا به شهرمى‌انجامد؛ زيرا كه شكاف بين رشد جمعيّت و ايجاد كار در مناطق شهرى كمتر بوده است. فرصتهاى اشتغال شهرى، جايى كه ميزان دستمزد اساسا از مناطق روستايى بيشتر است كشش بيشترى را اعمال مى‌كند. همانطور كه تودارو نشان داده هر شغلى كه در مناطق شهرى بوجود مى‌آيد احتمال جذب مهاجرين را از بخش روستايى با دستمزد پائين دارد.

 

اغلب شهرهاى جهان سوم‍، شتاب اخير در رشد خود را تحت تأثير شرايط متفاوت از شرايط بارورى غرب آغاز كردند. در اينگونه مناطق ، ميزان مرگ‌ و مير پيشاپيش بر اثر بهداشت پيشرفته، مراقبتهاىپزشكى و تغذيه، شروع به كاهش كرده بود، برعكس، ميزان زاد و ولد تابع مجموعۀ پيچيده‌ترى از تأثيرات اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى است و بويژه در نواحى كم درآمد،نسبتا بالا مانده است، افزايش سرعت رشد جمعيّت دنيا در دو قرن اخير،مخصوصا افزايش جمعيّت شهرنشين، موجب تمركز جمعيّت در قطبهاى توسعه و رشد شده است.اين تمركز در قرن اخير مخصوصا در شهرهاى بزرگ كه محل انباشت ثروت و سرمايه است اتفاق افتاده است؛ به طورى كه در سال 1999سه ميليارد نفر از مردم دنيا در شهرها و بيش از يك ميليارد نفر آنها در 352 كلانشهر جهان زندگى مى‌كردند.

 

اگر فشارهای جمعيّتى در كار نباشد به رغم تمامى شكافهاى موجود بين شهر و روستا، هيچ تضمينى براى مهاجرت روستاييان وجود ندارد و در صورت مهاجرت بخشى از روستاييان، همه مهاجرت نمى‌كنند،در حاليكه اثر برآيند نيروهاى دافعه بر تمامى روستاييان يكسان است. روند مهاجرت روستايى به اعتبار دو مسئلۀ وجود نيروى مازداد دربخش كشاورزى و افزايش جمعيّت با نرخ رشد بالا ناگزير با نرخ فراينده‌اى به ‌طور پيوسته ادامه خواهد يافت.

 

مطالعاتى كه در سراسر دنيا انجام گرفته، نشان مى‌دهد كه جوانان 15 تا 29 ساله بيشترين مهاجرين را تشكيل مى‌دهند، زيرا آنها درگير خانواده‌هاى بزرگ و مسئوليتهاى ناشى از آن نيستند؛ مهمتر از اين، آنها مى‌توانند وارد بازار كار شده و بهترین سرمايه ‌گذارى را براى وقت و انرژى‌شان در مناطق شهرى كه فرصتها بيشتر و دستمزدها بالاتر است، بنمايند.

معمولا منشأ اصلى مهاجرتهاى داخلى در كشورهاى مختلف، بالا بودن ميزان رشد جمعيّت، مازدا نيروى فعال اقتصادى و عدم وجود عدالت اجتماعى و يا ضعف آن در جامعه است. بطوريكه جمعيّت كشور ما از سال 1335 به بعد با رشد سالانه‌اى متجاوز از 3 درصد رو به افزايش بوده است. برپايۀ 50ميليون نفر جمعيّت در سال 65 و حد اقل 3 درصد رشد سالانه، اضافه جمعيّت كشور بالغ بر5/1 ميليون نفر در سال مى‌شود كه حدود نيمى از اين افزايش مربوط به نقاط روستايى بوده است. باتوجّه به محدوديّت فعّاليت‌هاى زراعى به علّت محدوديّت زمين قابل استفاده در كشاورزى، محدوديت آب و امكانات بهره ‌بردارى از زمين، هر نوع تلاشى براى ايجاد مشاغل درمقياس وسيعترى در اين مناطق به سرمايه ‌گذارى وبرنامه ‌ريزى‌هاى درازمدّت بخش عمومى در سطح روستا بستگى مى‌يابد. لكن تجزيه و تحليل برنامه‌هاى عمران كشور و حدود سرمايه‌گذاری ها نشان مى‌دهد كه اولا نسبت اين نوع سرمايه ‌گذاری ها و فعّاليتها در روستا ناچيز بوده است وثانيا قسمت اعظمى از بازده سرمايه‌ گذاری هاى روستايى نيز به سوى شهرها سرازير شده است و در واقع سرمايه ‌گذارى درروستا براى تأمين آسايش زندگى ساكنان شهرها صورت گرفته و تنها از آب و هواى سالم روستايى و تعريف از سلامت زندگى دركوهستان براى روستاييان باقى مانده است.

عوامل اقتصادى مؤثر بر مهاجرت

پژوهشهاى گسترده‌اى كه طى چندين دهۀ گذشته در زمينۀ مهاجرت‌هاى روستايى-شهرى انجام شده، همگى بر يك اصل دلالت دارند كه اكثر مردم به دلايل اقتصادى جابجا مى‌شوند. وقتى از مردم پرسيده مى‌شود چرا جابجا مى‌شوند؟ دليل اصلى آنان چشم‌اندازهاى بهتر در اقتصاد شهرى است. جريانهاى مهاجرت ميان مناطق به تفاضلهاى درآمد ميان آن مناطق بستگى دارند و با گذشت زمان كه شرايط اقتصادى در مقصد تغيير مى‌يابد جريان مهاجرت نيز دگرگون مى‌شود. روانشتاين، مهاجرين را اشخاصی به شمار مى‌آورد كه به‌طور عقلانى براى دستيابى به زندگى اقتصادى بهتربرانگيخته مى‌شوند. به عقيدۀ او مهاجرين از مناطق فقير به مناطقى كه فرصتهاى بيشترى به آنها دهد، نقل مكان مى‌كنند. انتخاب مقصد با توجّه به مسافت و مهاجرت از شهرها وروستاهاى كوچكتر با تناسب فاصله نسبت به شهرهاىبزرگتر، پى‌درپى صورت مى‌گيرد.

تو دارو پيشگام كسانى بوده است كه معتقدند مهاجرت انگيزه‌هاى اقتصادى خاصى دارد و انگيزه‌هاى اقتصادى رابرحسب تفاوتهاى مشاهده شدۀ درآمد روستايى-شهرى بافرض اينكه مهاجرين در جستجوى ماكزيمم درآمد هستند،تعريف مى‌كند. اصولا فقر روستاييان كه انگيزۀ اصلى مهاجرت آنهاست در نتيجۀ نابرابرى توزيع منابع اقتصادى(آب،زمين) در روستا و همچنين در نتيجۀ نابرابرى شهر و روستا به وجود آمده است.در شرايطى كه تعادل اقتصادى بين شهر و روستا برقرار باشد، روستاییان به توليد كالاهاى كشاورزى مى‌پردازند و ما زاد توليد خود را در مقابل توليدات شهرى كه مورد نياز است در اختيار شهر مى‌گذارد؛ در صورت وجود چنين تعادلى، تفاوت درآمد و قيمت كالاهاى شهرى وروستایی با آنچه ضریب جا بجایی کالا و خدمات بین شهر و روستا ناميده مى‌شود، زياد نيست و خانوادۀ روستايى نسبت به خانوادۀ شهرى در وضع نامتعادلى قرار نمی گیرد. امّا چنين رابطه ‌اى بين شهر و روستا زياد است و نابرابرى درآمد در بين درآمد شهر و روستا بسيار زياد است و نابرابرى درآمد درچند دهۀ اخير روبه افزايش بوده است. به همين نسبت نيز مهاجرتهاى روستا-شهرى نيز رو به گسترش بوده است.

قيمت كالاهاى كشاورزى نسبت به كالاهايى كه روستایی بايد از شهر تأمين كند، بسيار نازل‌تر است، بدين‌ ترتيب بواسطۀ نامتعادل بودن رابطه مبادله بين كالاهاى شهرى و كالاهاى روستايى، خانوار روستايى در وضع بسيار فقيرانه ‌اى قرار مى‌گيرد و اين خود يك عامل مهم در ايجاد فقر است.از سوى ديگر قيمت كالاهاى صنعتى به نسبت محصولات كشاورزى در طول يك سال، نوسانات بسيار زيادى داشته و ممكن است حتى قيمت اين محصولات دو تا سه برابر در طول يك سال درنوسان بوده و اين عامل بر كاهش درآمد روستاييان بسيار مؤثّر مى ‌باشد و زمينۀ مهاجرت آنها را فراهم می نمايد. مهاجرين درهمه جا براى درآمد بيشتر از جايى به جاى ديگر نقل مكان مى‌كنند، بررسيهاى متعدد نشان داده كه عوامل اقتصادى، علت اصلى مهاجرتهاست ، انگيزه‌هاى اقتصادى در دو زمينۀ جستجو براى كار و كسب درآمد بيشتر خلاصه مى‌شود، بيكارى و كم ‌كارى در بخش كشاورزى عوامل مهمى است كه مهاجرين را به طرف نقاطى كه فرصتهاى بيشترى براى اشتغال وجود دارد، سوق مى‌دهد. به عبارت ديگر افزايش جمعيّت روستا و پيشرفت تكنولوژى وجايگزينى سرمايه به جاى كار و عدم وجود اشتغال كافى درزمينه‌هاى مختلف موجب افزايش كم‌ كارى شده و زمينه را براىمهاجرت، مهيا مى‌سازد. به عبارت ديگر با افزايش تعداد شاغلان در هر واحد توليدى، كم‌كارى افزايش و درآمد هرشاغل كاهش مى‌يابد و همين انديشۀ تغيير شغل را به ذهن برخى از شاغلان مى‌اندازد، در اين حال اگر امكان تغيير شغل درروستا وجود داشته باشد پديدۀ جابجايى انجام مى‌گيرد و در غيراين صورت مهاجرت رخ خواهد داد. در واقع بيكارى و كم ‌كارى موجب كاهش درآمد روستاييان شده در حاليكه در شهرها نيروى كاربا بازده بالاى صنعت كه حمايت‌هاى دولت را نيز دريافت مى‌كرده از درآمد بالايى برخوردار مى‌باشد و درآمد كم عامل اصلى مهاجرت روستايى است.در جريان مهاجرتى سه عامل بيش از همه مؤثر مى‌افتد: اشتغال، درآمد و رشد سريع جمعيّت؛ بدينسان جريان‌هاى مهاجرتى همواره از حوزه‌هايى كه امكانات اشتغال و درآمد زياد نيست و يا داراى رشد زياد جمعيّت مى‌باشد به حوزه‌هايى كه نيروى انسانی و آماده به كار طلب مى‌كند صورت مى‌گيرد. در عين حال توزيع نامتعادل ثروت،حمايت از اقتصاد شهرى در مقابل روستايى كه منجر به سرازير شدن سرمايه‌ها به شهرها مى‌شود، ايجاد مشاغل كاذب شهرى و بورس بازى زمين، عواملى است كه موجب مهاجرت سريع كارگزاران روستايى كه بر اثر عوامل ركودى بيكارشده‌اند، به شهرها مى‌شود.

عوامل اجتماعى و فرهنگى مؤثر بر مهاجرت

روستا و شهر كوچك قلمروهاى انقياد و اجبارند، جاهايى هستند كه فرد در استيلاى قيود خانوادگى، همسايگى و گروهى قرار دارد. به ‌طور كلى عوامل اجتماعى و فرهنگى كه منجر به مهاجرت روستاييان به شهرها مى‌شوند عبارتند از:

 

1-عدم وجود امكان ادامه تحصيل در مناطق روستايى به خصوص در روستاهاى كوچك و دور افتاده.

-2متناسب نبودن رشته‌هاى تحصيلى تدريس شده درمناطق روستايى با فعّاليتهاى كشاورزى و دامدارى روستاييان ودر نتيجه رها كردن روستا به دليل عدم وجود شغل مناسب با تحصيلات در روستا.

-3كمبود امكانات و تسهيلات بهداشتى و درمان در روستا كه دستيابى به آن در شهر به علت دورى راه، مشكل است.

 

-4گرايش بيش از پيش خانواده از شکل گسترده به هسته‌اى كه مستلزم استقلال نسبى اقتصادى زن و شوهر جوان است و نداشتن زمين و آب موجب مهاجرت اين قشر مى‌شود.

 

-5ميل به تغيير و ترقى در زندگى به خصوص در قلمرو شغلى در قشر جوان كه فعالتر و مستعدتر مى‌ باشند و عدم وجود چنين شرايطى در روستا.

-6تمايل به داشتن شغلى تمام‌وقت، ثابت و درآمدى منظم وعدم وجود آن در روستا.

-7وجود روابط خويشاوندى بين افراد ساكن در روستاها با مهاجرين در شهرهاى بزرگ و در نتيجه انتقال تجربيات مهاجرين از شرایط اجتماعى، اقتصادى زندگى در شهر به ساكنين روستاها.

 

-8وجود مراكز آموزشى متنوع و مختلف در شهرها كه عاملى است در آشنايى جوانان با زندگى شهرى و جذب آنها به اين مناطق.

 

-9وجود امكانات تفريحى، فرهنگى بيشتر در شهرهاى بزرگ از جمله پارك، سينما، نمايشگاه، شهربازى، كتابخانه وغيره.

-10امكان آزادى عمل بيشتر در زمينه كارهاى خلاف به خاطر عدم آشنايى افراد با همديگر و امكان انجام فعّاليت‌هايى كه على‌ رغم مفيد بودن، بسيارى از افراد حاضر به انجام آن درحضور آشنايان خود نمى‌باشند )مانند كارگرى و مشاغل سطح پايين (.البته سهم تأثير عوامل فوق درمهاجرت يكسان نيست، بلكه تحقيقات انجام شده، نشان مى‌دهد سهم عوامل اقتصادى مانند جستجوى كار يا كار بهتر، جستجوى درآمد بيشتر از جمله مهمترين علل مهاجرت بوده است ليكن عوامل ديگر نيز بى‌تأثير نبوده و در حقيقت بعضى ازعوامل نيز در پى‌آمد علل اقتصادى بوجود آمده است.

نتيجه‌گيرى و تحليل آثار و پيامدهاىمهاجرت و شهرنشينى

در اينجا اين سوال مطرح مى‌شود كه آيا مهاجرت به شهرها آسيب مى‌رساند و آن‌گونه كه بسيار گفته شده،عامل مهم بحران و نابسامانى شهرى، معلول مهاجرت روستايان به شهرهاست؟ پاسخ ما به اين پرسش آرى يا نه نيست زيرا اگر اين پديده ازمنظرهاى گوناگون مورد بررسى قرار گيرد براى شهر و ساكنان آن هم واجد مزايا و هم مضار است.پس بهتر است ابتدا به اين پرسش پاسخ دهيم كه مهاجرت روستا به شهر دربردارندۀ چه مزايايى است؟ مهمترين مزيّت مهاجرت روستاييان به شهرها در كشورهاى در حال توسعه كه اغلب ناديده گرفته شده است،عرضۀ نيروى كار ارزان براى بنگاههاى توليدى و خدماتى شهرهاست. به بركت اين نيرو كار ارزان، صاحبان اين بنگاهها(چه دولتى و چه خصوصى) به ارزش افزودۀ كلانى دست مى‌يابند كه به يمن دستيابى به اين ارزش افزوده،انباشت سرمايه در كانون‌هاى شهرى دوام و قوام بيشتر مى‌يابد. بنگاههاى توليدى و خدمات نيز در درون و حاشيه شهرها به بركت انباشت روز افزون سرمايه در شهرها، توسعۀ بيشترى پيدا مى‌كنند، توسعۀ بيشتر اين بنگاهها به اين مفهوم است كه بازهم نيروى كار ارزان بيشترى از روستاها جذب مى‌شود و مجددا در اثر باز توليد گسترده، انباشت بيشترى نصيب صاحبان اين بنگاهها مى‌شود.همچنين افزايش جمعيّت شهرها در اثرمهاجرت روستاييان و تمركز جمعيّت آنها در درون و حاشيۀ شهرها به افزايش تقاضا و گسترش بازار متمركز نيز كمك مى‌كند كه اين نيز خود به گسترش بنگاههاى توليدى و خدماتى مى‌انجامد. بنابراين لا اقل گروههايى در درون شهرها كه عموما گروههاى بانفوذى در ساخت اجتماعى و اقتصادى و حتى مديريتى شهرها هستند،از مهاجرت روستاييان به شهرها نه تنهاضررى نصيب‌شان نمى‌گردد بلكه از بيشترين منافع آن نيزبهره‌مند مى‌ شوند. جالب است كه بيشترين انتقادها نيز از جانب همين گروههاى ذينفع به مهاجرين روستايى وارد مى‌شود. مزيّت ديگر مهاجرت روستا به شهرها را بايد در منافعى عام ‌تر ازمنظر و منافع محدود شهرى ديد. در واقع اين منافع، منافعى ملی است كه در تمركز بيشتر جمعيّت در شهرها دست يافتنى است. روستاييان مهاجر در درون كورۀ تمدّن شهرى به دركى بالاتر ازحقوق شهروندى و دنياى متحوّل دست مى ‌يابند كه درچارچوب زندگى منفعل روستايى دست نيافتنى است يا به كندى تحقق مى‌پذيرد. به عبارت ديگر در تجمع تمركزجمعيّت پراكندۀ روستايى(ازنظر جغرافيايى) در كانونهاى معين شهرى، امكان دسترسى به خدمات در مقياس ملى، منطقه‌اى و محلى را آسانتر مى‌سازد.

همچنين استفاده از نيروهاى فعّال و جوان مهاجر بدون هيچگونه سرمايه ‌گذارى قبلى و به عبارت ديگر بهره‌بردارى رايگان از سرمايه‌ گذاريهاى تعليم و تربيت نيروى انسانى روستايى؛ و تأمين نيروهاى مورد نياز توليدى به خصوى نيروهاى غير ماهر و در مواردى نيروهاى ماهر.

در واقع مهاجران روستايى با توزيع مجدد و جمعيّت، اقتصاد ملّى را تحت تأثير قرار مى‌دهند كه گاهى اين توزيع مجدد جمعيّت به نفع كشور و زمانى نيز به زيان آن پايان مى‌گيرد و درصورت مهارت داشتن مهاجران، اين روند به نفع جامعۀ شهرى است در غير اينصورت شهر به دليل سطح نازل مهارتها وتحصيلات مهاجران، به شكل‌هاى مختلف تحت فشار قرارمى‌گيرد، شهر مهاجران روستايى را مى‌پذيرد و به سبب نياز، آنها را در شغل‌هاى غير حرفه‌اى به كار مى‌گيرد. آموزش مهاجران در شغلهاى غير حرفه‌اى هيچگونه هزينه‌اى براى شهر ندارد وباوجود اين، شتاب مهاجرتهاى روستايى به شهرها،باعث توسعۀ شهرى به صورت نسنجيده و ناموزون مى‌شود و نياز به خدمات شهرى افزايش مى‌يابد

گرچه در دهه‌هاى گذشته، به خصوص دهه‌هاى 50 و 60ميلادى، تصور مى‌شد كه مهاجرت داخلى فرايندى طبيعى است كه كارگران اضافى به تدريج از بخش روستايى خارج مى‌شوند تا نيروى كار مورد نياز براى رشد صنعتى شهرى را تأمين كنند و تصور مى‌رفت كه اين فرايند ازنظر اجتماعى مفيد است. در مقابل اين ديدگاه، امروزه آهنگ مهاجرت از روستا به شهر از آهنگ ايجاد مشاغل شهرى فزونى يافته و تا حدود زيادى از ظرفيت صنايع و خدمات اجتماعى شهرى در جذب مؤثّر كارگران فراتر رفته است لذا امروزه مهاجرت بايد به عنوان عامل اساسى تقويت ‌كنندۀپديدۀ همه ‌جا حاضر كارگر اضافى شهرى، بررسى شود در واقع اين پديده بايد به عنوان نيرويى مطالعه شود كه موجب تشديد مسائل جدى بيكارى شهرى، كه خود ناشى از وجود عدم تعادلهاى اقتصادى و ساختى بين مناطق شهرى و روستايى است، مى‌شود. اثر مهاجرت در فرايند توسعه بسيار حادتر از تشديد بيكارى و كم‌كارى شهرى است. در واقع، اهميّت پديدۀ مهاجرت حتى در تأثير آن در تخصيص بخشى منابع انسانى نيست، بلكه اثرات آن در رشد اقتصادى به‌ طور كلى و درخصوصيات رشد و بويژه در نمودهاى توزيعى آن است و از اينروست كه مطالعۀ مهاجرت در سالهاى اخير اهميّت فزاينده‌اى يافته است.

 

از طرفى رشد سريع مناطق شهرى از طريق مهاجرت وافزايش طبيعى جمعيّت، فشارهاى زياد بر زمين شهرى، خدمات و بازارهاى كار وارد آورده است. اين فشارها عبارتنداز: رويش هرزه‌اى كنترل نشدۀ شهرى، تراكم رفت‌وآمد، آلودگى، بيكارى، جنايت، نمود اجتماعات زاغه‌نشين، عدم توانايى در عرضۀ خدمات و به ‌طور كلى ترس از اينكه سطح زندگى به وسيلۀ رشد بى‌كنترل،ركود كند اينك مهمترين پيامدهاى مهاجرتى و آثارفضايى آن بر شهرها را به شرح ذيل مى‌توان برشمرد:

1-توسعۀ شهرنشينى و افزايش جمعيّت شهرنشينى

مهمترين اثر مهاجرت، توسعۀ شهرنشينى و افزايش جمعيّت شهرنشين مى‌باشد. جمعيّت شهرهاى بيش از20000 نفر كشورهاى در حال توسعه بين سالهاى 1960 تا1970، سالانۀ 6/4 درصد رشد كرده در حاليكه در اين كشورها، مناطق روستايى سالانه 8/1 درصد رشد داشته‌اند. همچنين جمعيّت شهرهاى كشورهاى در حال توسعه بين سالهاى 1920 تا 1970 حدود 5/2 برابر جمعيّت شهرهاى كشورهاى توسعه يافته افزايش داشته است. افزايش جمعيّت شهرنشين و توسعۀ شهرنشينى بدون برنامه خود پيامدهاى منفى بسيار زيادى را از جمله پيدايش و رشد حاشيه‌ نشينى نيز به دنبال خواهد داشت. به اين ترتيب مهاجرت روستاييان باعث جوانى جمعيّت‌هاى حاشيۀ شهرى مى‌شود، زيرا گروههاى مهاجر از اكثريّت جوان تشكيل مى‌شود، هنگامى كه عزيمتها زياد مى‌شود هرم سنى مهاجران ازگروههاى سنى 20 تا 30 تشكيل مى‌شود. تأثير ثانوى اين مهاجرت جوان، قابل ملاحظه است زیرا كودكانشان در محل جديدى به دنيا خواهند آمد كه غالبا مسكن جمعى يا منزلى درخارج شهر است، حاشيه ‌نشينيها ساختارهاى جمعيّتى بى‌سابقه ‌اى پيدا مى‌كنند، در حاشيه‌هاى شهرى شمار نوجوانان و جوانان زياد است و افراد پير تقريبا وجود ندارد. در عين حال رشد بى‌رويّۀ جمعيّت و گسترش سريع شهرنشينى موجب افزايش نسبت مسكن ناسالم، تراكم بيش ار حد نفرات در واحد مسكونى، بالا رفتن تنشها وبرخوردهاى اجتماعى و انواع آلودگيهاى زيست‌محيطى گرديده است.

عملا آنچه كه اول از همه در پى ورود مهاجرين سرزده و تازه وارد به شهرهاى بزرگ كشور پيش آمده و مى‌آيد، افزايش جمعيّت آنهاست. از آنجايى كه اغلب مهاجرين از قشر جوان و نوجوان هستند، در صورتى كه شهر جوابگوى نيازهاى شغلى آنان باشد و جذب فعّاليت‌هاى انگلى و غير مجاز نشوند، مسلما عرضۀ نيروى كار مفيد درشهرها افزايش يافته و رشد اقتصادى نيز به همراه رشد اجتماعى پديدار خواهد شد. امّا در صورتيكه شهرها ظرفيّت پذيرش نداشته باشند و قادر به تأمين خدمات عمومى براى جامعۀ شهرى نباشد موجب مى‌شود كه بخشهاى حاشيه‌اى شهرها از امكانات زيربنايى، بهداشتى و آموزشى محروم باشند و به همان نسبت اعتبارات لازم، برنامه‌ريزيها و توجهات بيشترى را از مسئولين ذيربط طلب مى‌كنند و بر ميزان مشكلات افزوده خواهد شد. بطوريكه بيشتر مهاجرين روستايى كه واردشهرها مى‌شوند از قشر جوان و نوجوان هستند به طورى كه72 درصد از مهاجرينى كه وارد شهرهاى ايران در طى دهه65-1355 شده‌اند را گروههاى سنى زير 30 سال تشكيل مى‌دهد و فقط 8 درصد در سنين بالاى 50 سال مى‌باشند. جوانى جمعيّتى مهاجر بطور مضاعفى نيازهاى جديد و به همين نسبت مشكلات شهرى را تشديد مى‌نمايد.

2-نابسامانيهاى اقتصادى و اجتماعى در شهر

مهاجرت علاوه بر توسعۀ شهرى، بر بافت اجتماعى واقتصادى شهرها نيز بطور محسوسى اثر مى‌گذارد. شيوۀ زندگى مهاجرين بر تراكم جمعيّت يك شهر، الگوهاى استفاده از زمين، دسترسى و توزيع امكانات و خدمات شهرى تأثيرمى‌گذارد.مهاجرين ازنظر اجتماعى تغييراتى را مى‌پذيرند كه به تبع آن بافت اجتماعى شهر را نيز تغيير مى‌دهند. شباهتها وتفاوتهاى بين شيوۀ زندگى مهاجرين و شهروندان، بررسى تأثيرات اجتماعى را بسيار مشكل مى‌كند امّا سعى مى‌شود تا براساس بعضى تفاوتهاى خاص بين دو شيوۀ زندگى، شامل تغييرات در تعادل طبقات اجتماعى شهر، تفاوتها در سازش اجتماعى و همسايگى و تغييرات در سطح زندگى در شهر و مناطق همجوار به كاركردهاى اجتماعى شهر ناشى ازمهاجرت پرداخته شود. تأثيرات اقتصادى به وسيلۀ ارزيابى تغييرات در شاخصهاى مختلف اقتصادى قبل و بعد ازمهاجرت، تعيين مى‌شود. معمولا معيارهاى تغييرات درسطوح اشتغال، سلسله مراتب شغلى، سطوح درآمد، پس‌اندازها و سرمايه ‌اندوزيها و بودجه‌ها و هزينه‌هاى دولتى، مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

فشار جمعيّتى كه طالب شغل، خدمات و رفاه است به بافت اقتصادى ناسالم و وابسته‌ اى كه با سيل مهاجرت مواجه شده، نابسامانى وعقب‌ماندگى را تحميل مى‌كند؛ چرا كه از يك سو روستاها بسيارى از نيروهاى توليدى خود را از دست داده و ازسوى ديگر شهرها توانايى جذب هزاران نيروى انسانى جوياى كار را ندارند، اين روند باعث پيدايش بيكارى پنهان، اشتغال كاذب و بيكارى آشكار مى‌گردد.

تأثيرات اقتصادى مهاجرت به مقدار زيادى به نوع مهاجرين بستگى دارد.تحصيلات، منابع اقتصادى، سن و جنس برتحرك اقتصادى مهاجرين اثر مى‌گذارد. در نتيجۀ اشتغال،شغل و درآمد بدست آمده بعد از ورود ممكن است در بين افراد بومى ومهاجرين متحرك و كم تحرك متفاوت باشند؛ بعضى ازمهاجرين ممكن است از طريق افزايش بازده توليد، درآمد و پس‌انداز بيشتر، توليد سرمايه، تنوع صنعت و خدمات خانه‌ سازى و تقاضاى بيشتر براى كالاهاى مصرفى به اقتصاد شهر كمك كنند، از طرف ديگر خيلى از مهاجرين، با افزايش بيكارى يا كم ‌كارى، كاهش بازده توليد، افزايش تقاضا براى خدمات هزينه ‌سازى شهرى، ماليات سرانه كمتر و كسرى بودجه شهر، به اقتصاد شهر آسيب مى ‌رسانند. امروزه بسيارى از كشورهاى در حال توسعه ازتركيب منحصر به فرد سه پديده مهاجرت عظيم جمعيّت از روستا به شهر، بهره‌ ورى پايين كشاورزى و بيكارى و كم‌ كارىفزاينده شهرى و روستايى به ستوه آمده‌اند. اين سه پديده با يكديگر مرتبط‌ اند و هريك ديگرى را تقويت مى‌كند. زيرابهره‌ورى پايين كشاورزى در روستا موجب كم‌كارى و بيكارى مى‌شود و بيكارى موجب مهاجرت مى‌گردد؛ بدين ترتيب آثاردو عامل بهره ‌ورى پايين كشاورزى و كم‌ كارى و بيكارى درمهاجرت نمود مى‌يابد و مهاجرت، بيكارى و كم ‌كارى را درشهرها افزايش مى‌دهد.

پيدايش و گسترش محلات حاشيه‌ نشين شهرى

آهنگ شتابان مهاجرتهاى بى‌ رويه از روستا به شهر،علاوه بر دامن زدن به نابسامانيهاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، حاشيه‌نشينى شهرى زا نيز پديد مى‌آورد و در واقع فقر روستايى به فقر شهرى با كليه محروميّت‌هاى آن تغيير مكان مى‌دهد. شتاب گرفتن مهاجرتهاى داخلى و افزايش سريع جمعيّت شهرها، به پيدايش صورتهاى گوناگون حاشيه ‌نشينى در داخل محدوده و خارج از محدوده شهرى، و نيز در بافتهاى انحطاط يافته و فقرنشين شهرهاى بزرگ مى‌انجامد. وقتى نيروى انسانى غير ماهر روستايى به شهرمى‌آيد، كارى جز شركت در امور ساختمانى و مشاغل سطح پايين را نمى ‌تواند برگزيند، لذا به دنبال اشباع اين امور به دستفروشى، سيگارفروشى، دوره‌ گرى، قاچاق و امثال آن روی مى‌آورد.هنگامى كه سطح پايين درآمد از يك طرف و كمبود مسكن و در صورت موجود بودن، گرانى آن،اجازه ايجاد يك سرپناه مناسب را ندهد به اجبار به حاشيۀ شهرها، زمينهاى خالى، و فضاهاى باير ناهنجار و ناهموار روى آورده وآنجا را براى سكونت بر مى‌گزيند و به صورت حاشيه‌نشينى، زاغه‌نشينى، آلونك‌نشنينى، كپرنشنينى و... سيماى شهر را زشت و بدقواره جلوه مى‌دهند. بدين ترتيب با تشكيل چنين مناطقى، پايگاهى مى‌شوند براى ورود خويشان و آشنايان. لذا نتيجه رشد بى‌رويه و بى‌برنامۀ شهرها؛ شكلى غير استاندارد، نامطلوب، و آلوده شهرى است.

امروزه تقريبا تمام كارشناسان مسائل توسعه بر اين باورند كه رشد نامتعادل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى موجد نابرابريها و عدم توازن جغرافيايى (فاصله شهر و روستا) مى‌شود و در پى آن گروههاى متعدد و روستاييان به شهرها مهاجرت مى‌كند و در شهرها نه جذب فعاليت‌هاى اقتصادى مولد شهرى مى‌شود و نه به جامعه و فرهنگ و جامعه شهرى مى‌پيوندند زيرا درحقيقت بيگانه از فرهنگ و جامعه شهرى و خالى از هرگونه مهارتى ‌اند كه در اقتصاد شهرها جذب شوند. از اينرو، در حاشيه زندگى شهرى، در محدوده استحفاظى شهرها و اراضى بايرغضب شده و در پيرامون بافت‌هاى فقيرنشنين شهرى سكنى مى‌گزينند و سكونتگاههاى نابهنجار خودرو، خودساز را پديدمى‌آورند و از خدمات زيربنايى، اجتماعى و فرهنگى شهرى كاملا بى ‌بهره‌اند.

 

نویسنده : میثم فرجپور ( دانشجوی رشته پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه شهید بهشتی)

 

«شما هم می توانید نویسنده سایت تخصصی علوم اجتماعی ایران باشید»

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)