جمعه, 03 آذر 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه معماری معماری و هنر اسلامی خود- همانندي (فراكتال ها) و جاذب هاي شگفت انگيز
خود- همانندي (فراكتال ها) و جاذب هاي شگفت انگيز مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط نوید خالقی مقدم   
پنجشنبه, 12 تیر 1393 ساعت 20:30

ما بي كفايتي معماري مدرن را ديده ايم و ضرورت ايجاد يك معماري با سازماندهي عميق را نيز احساس كرده ايم. اما هنوز سوالات مهمي براي ما مطرح است. آيا يك زبان معماري وجود دارد كه بيش از زبان هاي ديگر مناسب موقعيت امروزي باشد؟ آيا پاسخي براي اين سوال هميشگي كه از اوايل قرن نوزدهم مطرح شده است يافت مي شود؟ با چه سبكي بايد بسازيم؟ قبل از پرداختن به اين سوال نه چندان تازه, برخي از زبان هايي كه توسط نظريه هاي پيچيدگي3 و آشفتگي4 كشف و آشكار شده اند را خواهيم سنجيد. در اين چند فصل, من در مورد حدود نه حركت شناخته شده اجمالا" بحث خواهم كرد. اين بحث را با تشابهاتي كه با ظهور نظريه آشفتگي مرتبط است آغاز خواهيم نمود.

 

فراكتال ها- كه ابعاد كسري بين ابعاد يك, دو و سه معمولي هستند- در تمامي طبيعت يافت مي شوند. آنها خطوط چين و شكست اشيا را مشخص مي كنند, همانند خطوط يك كاغذ مچاله شده يا خط ساحلي اسكاتلند. ابرها, خطوط ساحلي, دانه هاي برف, سرخس ها و درختان, فراكتال هايي هستند كه ويژگي مهمي را كه بنويت مندل بروت5 به آن اشاره كرده را نشان مي دهد. اين ويژگي خود- همانندي يا تشابه خودي است. در يك نمونه فراكتال, هر جز نه تنها به اجزا ديگر, بلكه به كل مجموعه شبيه است. اين خود- همانندي, يك تشابه استحاله يافته است نه يك بدل و كپي دقيق , نكته اي كه در فن شعر از زمان ارسطو مورد تاكيد بوده است.

خود- همانندي مثبت است, خود- هماني يكنواختي است. يكنواخت گونگي مدرنيسم كسل كننده است. ناهمانندي كامل, آشفتگي است.

واقعيت اين است كه تمامي آنهايي كه منسوب به معماري ارگانيك هستند اعم از كلاسيك گراياني چون ويتروويوس و آلبرتي و مدرنيست هايي نظير گروپيوس و رايت بر طرح هايي كه خود- همانندي را نشان دهد تاكيد داشتند, وحدت در عين كثرت. وحدت ارگانيك در جاهايي كه يك جز نمي تواند اضافه يا كم شود, مگر آنكه كل را ناقص كند فرماني است كه در طي دو هزار سال گذشته مرتبا" تكرار شده است.

بديهي است كه ارگانيسم ها, همچنين معماري بايد بعضي از خود- همانندي ها و تاثير جاذب هاي شگفت انگيز را نشان دهند. ولي معماري كه در هر دو زمينه غني است- مانند گوتيك و بوزآرت- با ديوارهاي پرده اي مدرن بدون روح توسط بنويت مندل بروت مقايسه شده است. معماري مدرن, سبك بين المللي و زيبايي شناسي ماشيني معمولا" هيچ كانون و مركزيتي ندارد و هيچ تاكيدي در مورد ورودي, وسط يا بالا(جاذب هاي شاخص) انجام نمي دهد. حتي در يك نقش مايه منفرد نيز تغيير ايجاد نمي كند, چه رسد به هزاران مورد ديگر, از جمله خود- همانندي.

 

 

 

عكس سمت چپ و وسط, بروس گاف, خانه پرايس, فضاي داخلي و خارجي, سال 1976- 1956. شكل هاي فراكتالي- خرده شيشه, جزئيات و سازه را شامل مي شود. سمت راست: بروس گاف, خانه باوينگر, نور من, اوكلاهاما, سال 1950. دكلي به ارتفاع پنجاه فوت, بام ساختمان را نگه داشته است. جاذب هاي شگفت انگيز در اطراف اين دكل به صورت حلقه هاي مارپيچ, از بين ديوارهاي سنگي حركت مي كنند.

در عوض, آنهايي كه سبك خود را ارگانيك مي دانند و خود را معمار ارگانيك معرفي مي كنند, معمولا" از الگوهاي طبيعي سازمان يافته تقليد مي كنند و در طراحي ها, به طور طبيعي يك ايده صوري را در مقياس هاي مختلف تكرار مي كنند, درست همانند گل كه به اجبار, شكل هاي مختلفي توليد مي كند. كارهاي بروس گاف 1 يك نمونه خوب در اين زمينه است. مثلث ها, شش ضلعي ها و هجده ضلعي هاي خود- همانند, طرح او براي خانه پرايس 2 را سازمان دهي كرده اند- از جزئيات بسيار كوچك تا بسيار بزرگ.

زواياي شصت درجه, تقسيم يا مجذور آنها با اشكال و مصالح مختلف تكرار شده است. گاف قبل از اينكه از علم فراكتال به وجود آيد, - همانند استادش فرانك لويد رايت- طراحي مي كرد و در حقيقت مي توان گفت او معماري فراكتال را ابداع كرد. در تمامي ساختمان هاي او, فرم هاي هندسي به شدت دگرگون شده و خانه پرايس, نمونه بارز آن است. چاله نشيمن در اين ساختمان, شش گوش است و ديوارهاي اتاق موسيقي آن, براي منحرف كردن صدا سه گوشه ساخته شده است و شكل هاي خود- همانند به شكل گوه به عنوان يك آرايش آوا شنودي از سقف بيرون زده اند. آنها از پلاستيك به شكل قطره هاي باران, نخ هاي سبز رنگ و پر قو ساخته شده اند كه هر كدام به نوعي باعث نرم تر شدن فرم هاي بلورين مي شوند.

در مورد خانه هاي باوينگر 3 و گاروي 4 (به ترتيب, ساخته شده در سال 1950 و 1952) گاف از يك جاذب شگفت انگيز براي سازماندهي مسيرهاي حركت در اطراف و بالاي يك رامپ استفاده مي كنند. يك جاذب شگفت انگيز همانند خال قرمز سياره مشتري يا گرداب در داخل جريان آب, داراي نوعي بي نظمي و آشفتگي است.

اما با وجود اين, سازماندهي حركت هنوز در محدوده حداكثر ها و حداقل ها داراي نظم است. نمونه روشن اين مطلب, نوسان توده الكترون در اطراف هسته مي باشد. به طور دقيق هرگز در يك نقطه خاص وجود ندارد, ولي هميشه در حال تغيير مكان از يك مدار با مداري ديگر مي باشد.

در مثالي ديگر, يك گرداب متلاطم را تصور كنيد كه در پشت صخره هاي يك رود خانه در حال جريان است, قطره هاي آب به صورت آشفته و نامنظم به اطراف مي پرند, اما دوباره به حوالي محل اوليه جذب مي شوند.

 

 

 

از چپ به راست, بروس گاف, خانه باوينگر, فضاي داخلي, پوشش شيشه اي محفظه خلبان در هواپيماي بمب افكن به عنوان جاذب نقطه اي در زير تور ماهيگيري قرار دارد. در وسط پلان خانه, نقاط جاذب به صورت آشفته به دور راه پله مي چرخند و در كنار, حركت آنها محدود به ديوارهاست . پنج جاذب نقطه اي بزرگتر و شش جاذب نقطه اي كوچكتر به صورت معلق آويزان مي باشند.

در خانه باوينگر ساخته گاف, اتاقها همانند جاذب هاي نقطه اي در يك مسير مارپيچ به دور حلقه مركزي حركت مي كنند. به صورت يك جاذب شگفت انگيز عمل مي كنند.

خط سير مارپيچي, حركت و هدايت بصري را به خود جذب مي كند و البته در هر فراز و نشيبي بسيار متفاوت عمل مي كند. لهذا, مسير مارپيچي به آشفتگي جبري نزديك مي شود, موضوعي كه از زماني كه ادوارد لورنز 1 آن را توضيح داده است بسيار آشنا تر و قابل لمس تر شده است.

مساله مهم در خانه باوينگر, روشي است كه گاف به وسيله آن, پيش ساخته هاي صنعتي و طبيعي را در شيوه طراحي فراكتال خود مورد استفاده قرار مي دهد و غير متجانس تر ين زبان معماري را ابداع مي كند: استفاده از تخته سنگ هاي بي مصرف و خرده شيشه, چوب درختان گردوي دور انداخته, كابل هاي فولاد ضد زنگ- تسمه هاي هواپيماي دو باله كه دور انداخته شده اند- دكل بلا استفاده يك چاه نفت, تور ماهيگيري براي بالكنها و نهايتا", پوشش شيشه اي محفظه خلبان در هواپيماي بمب افكن كه در اين خانه براي محفظه چراغ ها مورد استفاده قرار گرفته است, نمونه هايي از اين زبان معماري نامتجانس است. زبان فراكتال او مي تواند اين موارد نامتجانس را از طبيعت و فرهنگ جذب كند تا درسي براي تمام معماران, حتي براي معماري چون فرانك گهري باشد.

من تمايل دارم كه گاف را يك معمار كيهاني واقعي بنامم: البته نظريه ها يش, آموزشش و نحوه تشريح كارهايش, وي را به اين مقام و مرتبه نرسانيده است, بلكه او به طور ناخودآگاه , اين فرم هاي سازمان دهنده را با تبعيت آگاهانه از اصول و فرآيندهاي موجود در طبيعت استنتاج كرده است. همه چيز را باز يافت كنيد, ساختمان را همانند جريان آب يك رودخانه, يك توده ابر و يا يك تكه يخ ترك خورده خود- همانند به نظم در آوريد. در آن صورت حاصل كار شما ممكن است يك معماري واقعي باشد.

 

 

 

چارلز جنكس, پيدايش سازماندهي در آشفتگي, اسكاتلند, سال 1992. قفسه خرگوش و قوس S شكل بر روي اين قفسه, دو شاخه و تقسيم شدن در جهت افزايش آشفتگي را نشان مي دهد. شكل موج دار كه حاصل معادله Xn+1= BXn(1-Xn) است , داراي نقاط دو شاخه تقسيم است كه در اطراف جاذب ها قرار دارند. همچنان كه خرگوش مادر, بچه هاي بيشتري توليد مي كند, تعداد خرگوش ها دو برابر شده و آشفتگي افزايش پيدا مي يابد, ولي به طور تعجب آوري, جمعيت به شكل نظم خود- همانند, در سه نوبت به عقب جهش مي كند( با نوارهاي عمودي تو خالي نشان داده شده است). قوس هاي سهمي شكل, سازماندهي كه در بي نظمي پنهان شده را نمايش مي دهد. بقيه اتاق نيز رفتار غير خطي را نشان مي دهد.

 

نویسنده: نوید خالقی مقدم ( ک ارشد معماری اسلامی)

 

«شما هم می توانید جزو نویسندگان سایت علوم اجتماعی ایران باشید، برای ارتباط با ما کلیک کنید»

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)