سه شنبه, 30 آبان 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها منزلت اجتماعی زن در اسلام (2)
منزلت اجتماعی زن در اسلام (2) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 27 فروردین 1393 ساعت 18:25

 

مشارکت اجتماعی زنان مسلمان

فائزه السادات مدرسی یزدی ( کارشناس ارشد جامعه شناسی)

 

فعالیت اجتماعی زمینه حضور در عرصه های مختلف را فراهم می سازد و این سبب رشد ابعاد وجودی و شکوفائی استعدادها خواهد بود. اگر در حدیث آمده است :" هرکس تجارت را کنار نهد دوسوم عقلش ازدست رود." از آن رو است که خانه نشینی و انزوا و بریدن از جامعه و انسانها خمودی را به دنبال دارد.(وسائل الشیعه ، ج12، ص:8)

شعار ترک رهبانیت در اسلام، مختص مردان نیست و شامل تمام پیروان این دین می شود .رهبانیت به ترک جامعه و پناه گرفتن در غارها نیست؛ بلکه زندانی کردن زنان در  منزل و  خارج ساختن آنان از صحنه ی اجتماع تیز نوعی رهبانیت است. در پرتو حضور اجتماعی، تعلیم و تعلم، محقق می شود و زمینه خدمت به هم نوعان که نوعی کمال است؛  فراهم می گردد. در پرتوی مشارکت اجتماعی، فهم سیاسی و آگاهی از زمان که یکی از آگاهی های لازم برای هرانسان است؛ محقق می گردد.از این رو یکی از انگیزه های دعوت به حیات اجتماعی زنان، بالارفتن شخصیت علمی و معنوی و اجتماعی آنان است که بدون آن دست یافتنی نیست و یا با دشواری همراه است.(مهریزی، 1377،ص:15) ورود زن در اجتماع به معنی این که  اجتماع، محیط شهوترانی بشود نیست و نخواهد بود . این به این معنی است که زن و مرد دو انسانند و درانسانیت متساوی و برابر و همانند یکدیگرند . ولی در عین حال، مرد انسان مذکر است و زن انسان مونث.زنان در طول تاریخ تنها مولد و زاینده مردان و پرورش دهنده ی جسم آنان نبوده اند؛ بلکه الهام بخش و نیرو دهنده و مکمل مردانگی آنها نیز بوده اند. زن، نقش سازندگی غیر مستقیم تاریخی خود را مدیون اخلاق ویژه جنسی خود، یعنی حیا و عفت و تقوا و دورباش زنانه است. آنجا  که زن دورباش ، حیا و عفاف را حفظ نکرده و خود را به ابتذال کشانده، این نقش تاریخی را از دست داده است. (مطهری ،1370، ص:65-44)  بنابراین، از نظر اسلامی شرط حضور زن در اجتماع، این است که در شرایط فتنه انگیز مثل ازدحام، با مردان اختلاط نداشته باشد و حریم را رعایت کند.اسام زمانی در جزیره العرب ظهور کرد که که زن درآن جامعه دارای هیچ ارزش اجتماعی نبوده و جز به عنوان شی و کالایی که به دیگران تعلق داشت و آنها صاحب اختیار او بودند؛ مطرح نمی شد، ولی اسلام در سخن گفتن از مسئولیت های اجتماعی و فردی، هم با مردان سخن می گوید و هم بازنان و حتی گاهی روی سخن بازنان، فبل از مردان است؛ چرا که زن را در نه سالگی شایسته ی خطاب تکلیف و به دوش گرفتن بارمسئولیت می بیند و مرد را درپانزده سالگی، و نیز به هنگام بیعت گرفتن و پیمان وفاداری با حکومت اسلامی، رسول اکرم (ص) هم از مردها بیعت گرفت و از زنها(باقرار دادن دست آنها درظرف آبی که درطرف دیگر آن دست پیامبر بود.)(خرمی، 1384،ص: 5و4).

پس در کل این ادعا که اسلام که زن را از اجتماع دور می سازد ؛ اشتباه است، بلکه از منابع متعددی می توانیم این  برداشت را داشته باشیم که اسلام،  با  هدف تحقق مفهوم واقعی توسعه، که همانا توسعه ی هماهنگ مادی و معنوی               با هم است؛ به زنان اجازه داده است تا با رعایت شئونات خاص یک زن مسلمان، استعدادهای بالقوه خود را رشد داده و از حداکثر توانایی های خود استفاده کنند . این امر منجر به آرامش مردان و زنان در جامعه و پیشبرد هرچه بیشتر آرمانهای بلند جامعه خواهد شد.

ب. زنان نمونه اسلامی و فعالیت های اجتماعی آنان :

در یک جستجوی گذرای تاریخی به دست می آید که تاریخ اسلام ملامال از صحنه هایئیست که زنان افریده اند . آن گاه که پیامبران الهی دست بیعت به سوی انسان ها دراز کرده اند؛ زنان نیز در خیل مؤمنان نقش آفرین بوده اند. (باقرزاده،1385،ص:6)حضورجدی زنان صدراسلام،در عرصه های مختلف،محصول فضا و جهت گیری اسلام در باره ی زنان می باشد. تحولات، یک شبه ایجاد نمی شود و باید تلاش کرد و به جهت گیری، روح و پیام اسلام نیز توجه داشت. در اوائل می بینیم که زمینه های مناسب برای رشد زنان و بروز شخصیت زنان پیدا شد اما متأسفانه با حاکمیت حکومت جور بر جامعه ی اسلامی،آن مسیری که اسلام بازکرده بود سد شد . هم بر مرد جامعه ی مسلمان ستم شد و هم بر زن.زنان صدر اسلام در دانش پژوهی، تعلیم و تربیت، خدمات اجتماعی و خدمت رسانی به جنگ –که خشن ترین پدیده ی اجتماعی است-تا خط مقدم جبهه حضور جدی و مؤثر داشته اند.گاه حتی نقش زنان از نقش مردان خطیر تر و تعیین کننده تر بوده است.مثل تاثیر اجتماعی-سیاسی خطبه ی فدکیه حضرت فاطمه و تاثیر حضرت زینب در انتقال صحیح معانی و پیام های قیام سیاسی-اجتماعی عاشورا.

نقش اجتماعی-سیاسی حضرت زهرا(س)

ابتدا لازم می دانم نگاهي گذرا به سيره اجتماعي حضرت زهرا (سلام الله عليها)، به عنوان برترین زن اسلامی و دختر پیامبر اسلام (ص)، بیندازیم : فاطمه ی زهرا (س)، انسان هادی است و پرسش ما از آن آستانه ی بزرگ، ترقی، تعالی، هدایت و فلاح برای فردو جامعه است .پرسش، منظر ما درشناخت سنت بانوی بزرگ است.فاطمه (س) الگوی تربیت و حضور اصلاحی درجامعه، الگوی جاویدان انسان آرمانی، زن راهنما و نشانگر انسان و جامعه ی ایدئال است. از امام زمان (عج) نقل شده است که فاطمه الگوی حسن، صدق و سعدات آفرین حرکت و سلوک و حیات و کمال پایدارفردو جامعه است.

با توجه به خطبه فدکیه حضرت، در می یابیم که آن، دائره المعارفی است که فی البداهه بیان شده است. فاطمه زهرا زنی جوان با روحی منکسر و با آن مصیبت هایی که بعد از رحلت پیامبر دیده است؛ در مسجد مدینه خطبه ای با استدلالهای محکم از سی آیه ی قرآن، دقیق و مستند، خواند. از محتوی خطبه پیداست که فاطمه زهرا بر معارف و معانی قرآن و شرایط اجتماعی زمانه خود کاملا آگاه است. او درد جامعه، دین، حرمت انسان، انحراف جامعه از حق و عدالت را دارد. حضور این الگو را، به ویژه در رویارویی با جاهلیت همواره ی تاریخ بشریت، به طور مقایسه ای بهتر می توان شناخت.آنگاه، شناختی کلی از حضرت فاطمه و شاگردانش حضرت زنب و فاطمیان و زینبیان سده های پس از وی، برای دانستنی های بعدی ضرورت می یابد. این گونه می توان تصویر روشن تری از نقش دین و سنت حضرت زهرا در زندگی بشر داشت. (خاتمی،1383،ص:21)

حضور اجتماعی حضرت زینب (س)

نمونه زنان برتر در اسلام، اجتماعی ترین و فعالترین زنان در عرصه های اقتصادی و سیاسی بوده اند. حضرت زینب (س)، با نقش اجتماعی-سیاسی پررنگی که در خلق حماسه کربلا داشت؛ مورد توجه بسیاری از اسلام پژوهان مسلمان و غیر مسلمان قرار گرفته است .او در جامعه مظهر يك فرد مسئول در مقابل سرنوشت مردم است. طنين فرياد او همواره بر ضد منحرفان بلند است و اوج اين پژواك را در كاخ يزيد شاهد هستيم. بررسي ابعاد گوناگون زندگي سرتاسر افتخار و حماسي زينب كبرا(سلام الله علیها) مُهر باطلي است بر ناآگاهاني كه زن مسلمان را بسته در چادر و اسير در كنج خانه مي‏دانند. حضور آن بزرگ‏بانوي اسلام در بزرگ‏ترين حادثه خونين تاريخ، جايي براي ترديد و طرح شبهه نگذاشته است. در آفاقي تيره و تار و در دوره‏اي ظلماني و در محيط خون و هراس (كه هر نوع عاطفه و دغدغه‏هاي انساني در سپاهيان ظلم مرده بود و جز قساوت و شقاوت از وجودشان نمي‏باريد)، تازيانه حق از آستين شجاع زني بيرون آمد و بر پيكره سفاك‏ترين رژيم اصابت كرد. او پرچم ادامه نهضت اسلامي را به دوش كشيد و بدون هيچ ترس و تزلزل و هراسي بر دشمن تاخت و «پيروزي» پنداري را بر كام آنان به زهري كشنده مبدل ساخت. ظاهرا اگر چه اسيري ناتوان در بند بود اما فريادش بر سر ستمگران فرود آمد و بذر انديشه اسلامي و انقلاب برادرش حسين بن‏ علي(سلام الله علیهما) از دامن او در هر كجا كه گام نهاد پراكنده شد. زينب كبرا(سلام الله علیها) آن چنان در تاريخ قد برافراشت كه حتي كساني كه عقيده‏اي به دين اسلام ندارند، در برابر آزادگي و ايستادگي بي‏مانند او سر فرود مي‏آورند. اين همه شگفتي‏ها و تحيرها از آثار زني آگاه و مسئول است كه در دامن اسلام ناب محمدي(صلی الله علیه و اله و سلم) و با انديشه و فرهنگ اسلامي پرورش يافته است. زن امروز كه مشتاقانه به دنبال الگويي است تا در عين حضور در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي، پاكدامني او آلوده نشود، مي‏تواند و بايد از حضرت زينب(سلام الله علیها) پيروي كند. آشنايي با زندگي آن بانوي بزرگوار و ملاك‏هاي ارزشي ايشان، زن امروز را به گستره پهناور معرفت و انديشه اسلامي مي‏كشاند و او را بر چشم‏انداز بلندي مي‏نشاند و قله‏هاي سربلند اخلاق و انسانيت را در او قرار مي‏دهد. چنان كه امنيت دروني او را به بركت پارسايي و زهد و نجابت تأمين مي‏كند. نيز حريم عفاف و پاكدامني او را با سلاح غيرت و شجاعت حفظ مي‏كند، و سرانجام در سايه تعاليم آن بزرگ‏بانو، خويشتن را در آب زلال عاطفه پيدا مي‏كند و در پرتو فروغ عشق به آن بزرگوار، اميد و شور زندگي به او بازمي‏گردد. نيازمندي‏ها و تسكين دردها و رنج‏هاي زن امروز در آموزه‏هاي زندگي پربار زينب كبرا(سلام الله علیها) نهفته است، زيرا به طور كامل، بيانگر شخصيت زن مسلمان است. او تفسير حرمت و آيه احترام و بزرگداشت استزن امروز بايد به پيروي از سفير كربلا آنگاه كه مي‏خواهد مقاصد سياسي اجتماعي خود را ميان گروهها و احزاب مختلف مطرح سازد، صداقت را پيشه خود سازد و چون زينب كبرا شجاعانه به همه جنبه‏هاي مختلف مقاصد خود بپردازد و تنها به يك يا چند جنبه از خط مشي خود بسنده نكند و از ساير جنبه‏ها غافل نشود. در تمام اين خطبه غرّا روي سخن آن بزرگ‏بانو با مردم است و خود را مستقيم با ابن‏زياد و يزيد طاغي روبه‏رو نساخت. تمام گفتار آن حضرت پيرامون مسئوليت مردم در برابر اعمال‏شان است. اين گونه سخن گفتن، بيانگر جامعه‏شناسي و مردم‏شناسي بزرگ‏بانوي كربلاست. زن امروز بايد جامعه‏شناسي را از بانوي سياستمدار صحراي كربلا بياموزد و بداند چگونه با هر گروه و حزبي سخن بگويد و آنها را مخاطب قرار دهد. با ياري جستن از پروردگار بدين گونه زينب كبرا دختر رشيد علي(سلام الله علیهما) بدون اينكه هراسي به دل راه دهد با سخنان كوبنده و شكننده‏اش ابن‏زياد را در برابر ديدگان مردمي كه به قصد قدرت‏نمايي خود در آن مجلس جمع كرده بود، مفتضح و رسوا ساخت. ابن‏زياد تصور مي‏كرد دختر علی بن‏ابي‏طالب(سلام الله علیهما) با ترس وارد مجلس مي‏شود و عذر تقصير مي‏خواهد، به جرم خطبه‏اي كه در بازار كوفه ايراد كرده بود، اما مجلس شاهد ورود بانويي شد كه كمترين اعتنايي به شكوه ظاهري آن نكرد. حضرت در برخورد خود با ابن‏زياد نشان داد مؤمن ـ هر چند در اسارت باشد ـ هيچ گاه در برابر دشمن ـ هر چند قوي و قدرتمند ـ سر ذلت فرو نخواهد آورد.(گندمی و شاکری،1388،ص:11و12).

ج)حجاب، مهمترین شرط حضور اجتماعی زنان در اسلام :

مهمترین شرطی که اسلام برای حضور و نقش آفرینی زنان در عرصه های مختلف علمی و اجتماعی، درنظر گرفته است؛ داشتن پوشش غیر ززنده و حجاب کامل است . در اینجا قصد داریم تحلیلی اجتماعی از مسأله ی حجاب در اسلام را ارائه دهیم :

"پوشش و حجاب به مثابه رسانه ای ارتباطی و به عنوان کنشی اجتماعی، از یک سو تحت تاثیر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، و از سوی دیگر، متأثر از کنشگران اجتماعی، اعم از زن و مرد می باشد. نگاه جامعه شناختی، یعنی همان رویکردجامعه شناختی." رویکرد به طور کلی عبارت است از شیوه ی نگاه کردن به چیزی. رویکرد جامعه شناختی شامل ایده ی راهبر اصلی است که مفهوم سازی و تحلیل ازآن پیروی می کند و منعکس کننده ی مجموعه ی خاصی از ایده ها و فرضیه های مربوط به طبیعت، مردم و جامعه است" (محبوبی منش ،1383،ص:19)

موضوع حجاب زنان و ناهنجاری در پوشش نیز، وضعیتی اظهار شده است؛ یعنی وضعیتی است که گفته می شود وجود دارد و مردم راجع به آن صحبت می کنند، رسانه های جمعی در باره ی آن بحث می کنند و نخبگان سیاسی و اجتماعی نیز آن را مورد تحلیل و مداقه قرار می دهند. مهمترین مسائل زنان، مسائل فرهنگی است که به لحاظ ساختاری دارای اهمیت خاصی می باشد، زیرا همچنان که در بستری وسیع و با آهنگی کند ساخته می شوند، به همان کندی و بلکه کنتدتر قابل تغییرند .(خرمی،1384،ص: 8و9)از میان تمام مسائل اجتماعی موجود برای زنان، اهمیت مسأله حضور زنان با حفظ حجاب در جامعه ی اسلامی، برجستگی خاصی یافته است که در بستری از روابط اجتماعی و در عرصه ای از ارتباطات میان فردی شکل می گیرد.

یکی از عناصر محوری در قلمروی موضوعی جامعه شناسی، موضوع روابط اجتماعی است که جامعه شناسان برآن توافق کامل دارند و به عنوان یک اصل پذیرفته شده می باشد که کم و کیف روابط اجتماعی و آرایش آنها، می تواند در رفتار موجودیت های اجتماعی،تاثیر داشته باشد. و همچنین رفتار کنشگران اجتماعی و تفسیر و تأویل آنان از رفتار خود و دیگران و محیط اجتماعیشان در ساختار روابط اجتماعی تاثیر متقابل دارد؛ به طوری که بر مبنای نظریه ی کنش متقابل نمادی، ارتباط به ویژه ارتباطات نمادین، پایه و اساس تمامی کنش های اجتماعی شناخته شده است.(همان،ص:21) . با نگاهی جامعه شناختی، درواقع حجاب، به مفهوم پوشش، در بستری از روابط اجتماعی شکل می گیرد که از یک سو ممکن است دارای شکل و قالبی متنوع و جوهر و محتویی یکسان باشد یا نباشدو از سوی دیگر از منظری ارتباطی، حجاب به مثابه رسانه ای هویتی و ارتباطی است که نقش نمادینی در عرصه ی ارتباطات میان فردی دارد؛ لذا مسأله ی حجاب دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می باشد و دارای مؤلفه های مذهبی-معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که می توان ازپارادایمها و منظرهای مختلفی به آن نگریست.(محبوبی منش، 1386،ص:7)

د) زن از دیدگاه قرآن :

اصل تساوی زن و مرد

به کار بردن واژه تساوی بسيار ظريفانه است. در اسلام تساوی حقوق زن و مرد مطرح است نه تشابه. برعکس جامعه غرب که سعی می کنند تساوی را با تشابه يکی فرض کنند. مساوات در اسلام، اصلی غير قابل انکار و حتی ترديد ناپذير می باشد و ريشه در تمام قوانين ودستورات اسلامی دارد.گرچه اين اصل، قلمرو ی گسترده دارد و نمی توان آن را محدود به بعضی مسائل کرد ؛ اما به طور نمونه می توان به موارد زیر اشاره نمود:

ازدواج:

در امر ازدواج زن همانند مرد در تصميم گيری و انتخاب در اين امر آزاد است و هيچ اجباری در کارنيست و بدون رضايت او، پيوند ازدواج، اعتباری ندارد. امام صادق (ع) می فرمايند: تستأمروا البکر و غيرها و لاتنکِح الا باَمرِها (وسائل الشيعه، جلد 14، ص 214) با زنان چه باکره و چه غير باکره در امر زناشويي مشورت کنيد و با آنان پيوند زناشويي نبنديد مگر به خواست خودشان.

پاداش و کيفر

زن و مرد هردو، در تکاليف و وظايف معنوی خود يکسان و برابرند و به صورت يکسان از ثواب و عقاب اعمال خود بهره می گيرند. در قرآن حتی يک آيه هم وجود ندارد که در آن به مردان برتری خاصی ببخشد ويا آنان را مستحق عنايتی بيشتر از زنان قرار دهد. آيات الهی هر دو جنس را در واجبات و اوصاف عالی برابر می داند.

تعليم و تربيـت

فرا گرفتن علم و دانش موضوعی است که در آيات و روايات بدان سفارش فراوان شده است و برای هر زن ومردی ضرورت دارد. در ديدگاه اسلام آموزش حقی است که زن و مرد از آن بطور يکسان بهره می گيرند.
پيامبر اسلام (ص) می فرمايند: طلبُ العلمِ فريضةٌ علی کل مسلم و مسلمةجستجوی دانش بر زن و مرد واجب است (وسائل الشيعه، ج 18، ص 13-14)

ارث

زمانی که اسلام ظهور کرد، زنان از ارث محروم بودند؛ اما اسلام تفاوت بين زن و مرد را از بين برد و حق ارث زنان را برای همگان آشکار ساخت. قرآن می فرمايد: للرجالِِ نصيبٌ مما ترک الوالدانِ و الاقربون و للنساء نصيبٌ مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه و کثر نصيباً مفروضاً براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى گذارند، سهمى است و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى گذارند، سهمى خواه آن مال، كم باشد يا زياد اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى (نساء، 7)قانون ارث درنظام حقوقی اسلام بر پايه عدالت بنيان گذاری شده است و اگر به اين نکته توجه شود که زن هيچگونه مسئوليت مالی در برابر اطرافيانش ندارد، بسيار منصفانه و منطبق بر شأن و کرامت زن نشان می دهد. البته در مواردی سهم الارث زن برابرسهم مرد وشايد بيشتر هم باشد که در احکام و قوانين اسلامی و مدنی توضيح آن آمده است. پس به عبارت بهتر می توان گفت: اسلام ارث را بر اساس زن يا مرد بودن بنيان نکرده، بلکه بر پايه مسئوليتها و وظايفی که افراد در قبال ديگران دارند، وضع نموده است.

عقيده و ايمان:
اصل وحدت هويت و بعد انسانی زن و مرد
آفرينش:

زن و مرد ازيک گوهر و سرشت، بدون هيچ گونه برتری از نظر خلقت نسبت به يکديگر آفريده شده اند.و اين نکته در آيات نورانی قرآن کريم بارها يادآوری شده است. آنجا که می فرمايد: هو الذی خلقَکم من نفسٍ واحدةٍ و جعل منها زوجَها ليسکنَ اليها. (سوره اعراف، آيه )189: اوست که همه شما را از يک تن بيافريد و از آيک تن زنش را نيز بيافريد تا با او آرامش يابد. و مِن اياتِه اَن خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً لِتَسکنوا اِليها...( سوره روم، آيه 21) و از نشانه های قدرت اوست که برايتان از جنس خودتان همسرانی آفريد تا در کنار ايشان آرامش يابيد.... پس زن در خلقت از همان جوهر مرد است و عقايد باطلی که در اين زمينه مخصوصا در دوره جاهليت رواج داشته، همه توسط آيات نورانی قرآن فسخ شده است و «من نفس واحده» و «من انفسکم» در آيات ياد شده نشان از همين مطلب دارد.

تکامل زن: زنان همانند مردان می توانند به رشد معنوی و تکامل روحی دست يابند و اين مسئله اختصاصی به جنس مرد ندارد. همان گونه که قرآن اين نکته را به روشنی تصريح می کند: و مَن يَعمل مِن الصالحات مِن ذکرٍ اَو اُنثی و هو مُؤمِن فَاولئک يَدخُلون الجنة و لايظلمون نَقيرا( سوره نساء،آيه 124) و هرکس کاری شايسته کند، چه زن و چه مرد، اگر مومن باشد به بهشت می رود و به قدر آن گودی که بر پشت هسته خرماست به کسی ستم نمی شود. (مَن عمل صالحاً مِن ذکرٍ اَو انثی و هو مُومن فلنحيين ه حياةً طيبة و لنجزين هم اجرُهم باحسن ما کانوا يعلمون) سوره نحل، آيه 97 ) هر مرد و زن که کاری نيکو انجام دهد، اگر ايمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکيزه ای به او خواهيم داد وپاداشی بهتر از کردارشان. )

اصل تفاوت طبيعی بين زن و مرد

بدون شک بين زن و مرد از لحاظ های گوناگون تفاوت است و به هيچ عنوان نمی توان آن را انکار کرد ؛ اما هرگز نمی توان اين تفاوتها را کمبود و نقص برای يک جنس و برتری برای جنس مخالف برشمرد. به عبارت ديگر تفاوتهای زن و مرد تناسب است نه نقص و کمال، قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشتری ميان زن و مرد که قطعا برای زندگی مشترک ساخته شده اند به وجود آورد. (وسائل الشیعه،جلد18،ص:219)

بعد جسمی

روشن است که زن ومرد از نظر جسمی تفاوتهای زيادی دارند و هيچ فردی اين را انکار نمی کند. حتی هر يک از سلولهای بدن هر انسانی نشان از جنسيت خويش دارد و اين تفاوتها دليل بر فرق در توان کاری و قدرت بدنی شده که به طور معمول مردان از زنان قويتر می باشند و از اين نظر برتری دارند. اما رشد دختران از پسران شديدتر و بلوغ آنها زودتر صورت می گيرد. ازدواج و توليد نسل معلول همين تفاوتها است.

بعد روانی و عاطفی

زنان سرشار از عواطف و احساسات می باشند و زودتر از وقايع تأثير می پذيرند و به هيجان می آيند. البته اين وجود مالامال از احساس حکمتی است تا کار توليد نسل و تشکيل خانواده بهتر صورت گيرد. زن در عين دارابودن مشترکات از جهاتی با مرد اختلاف دارد. چون ويژگيهای ساختمانی متوسط زنان نظير: مغز، قلب، شريانها، اعصاب، قامت و وزن، طبق آن چه که در کالبد شناسی توضيح داده شده است از متوسط مردان در همان ويژگي ها مؤخرتر است و اين مسئله موجب شده است که جسم زن لطيفتر و نرم تر از مرد باشد و در مقابل جسم مرد درشت تر و سخت تر باشد. و احساساتی لطيف نظير: دوستی، رقت قلب، زيباگرايي و آرايش جويي در زن بيشتر و انديشه گرايي در مرد فزون تر شود. بنابراين زندگی زن احساس گرا و زندگی مرد «انديشه گرا» است. (همان،ص:221)

اصل استقلال و آزادی زن بعد فرهنگی:

اسلام می خواهد زن آشنا به تمام معارف الهی باشد و از نظر فرهنگی و علمی رشد کند تا بتواند نسلی عالم به معارف حقه و سرشار از علم و دانش بپروراند. به همين دليل آموختن علم و دانش را محدود به زمان و مکان نکرده و بر هر انسانی اعم از مرد و زن ضروری و لازم دانسته است. حتی در آموختن اصول اعتقادات و احکام شرعی که بر زنان تکليف و واجب می باشد، اجازه شوهر شرط نيست و منع شوهر در آن تأثيری ندارد.

بعد اجتماعی:

در اسلام،  زنان در مسائل اجتماعی شرکت می کنند و هيچ منعی برای شرکت در فعاليتهای گروهی ندارند. مانند شهادت دادن، سرگرمی در اوقات قراغت، حق امر به معروف و نهی از منکر قرآن می فرمايد: والمؤمنينَ و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهَون عن المنکر و يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و يُطيعون الله و رسوله اولئک سيرحمهم الله اِن الله عزيٌز حکيمٌ(سوره توبه، آيه 71)مردان مؤمن و زنان مؤمن برخی بر برخی ولايت (سرپرستی) دارند. به معروف يکديگر را امر می کنندو از منکر بازمی دارند و نماز می- گذارند و زکات می دهند و از خدا و پيامبرش فرمان می برند، خدا اينان را رحمت خواهد کرد، خدا پيروزمند و حکيم است.
البته اسلام حضور زن در اجتماع را مشروط بر حفظ حجاب و پوشش کامل او دانسته؛ که اين به معنی محدود کردن زن نيست. به عبارت ديگر اسلام با حضور اجتماعی زن مخالف نيست؛ بلکه با بی بندوباری و بی پروائی و بی عفتی اجتماعی مخالف است. حجاب در اسلام به معنی منع حضور زن در جامعه نيست؛ بلکه به معنی حضور تحت شرايط معين است.

بعد سياسی:
در زمان پيامبر اکرم (ص) شوهر يا پسر بجای زن نمی توانست بيعت کند ؛ بلکه پيامبر (ص) طبق دستور قرآن کريم با زنان بيعت کردند و در تاريخ نيز ثبت شده است.
قرآن می فرمايد: يا ايها النبی اذا جاءک المؤمنات يبايعنک علی اَن لايشرکنَ بالله شيئاً و لايسرقن و لايزنين و لايقتلن اولادهن و لايأتين بهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن و لايعصينک فی معروف فبايعهن و استغفر لهن الله اِن الله غفورٌ رحيم (سوره ممتحنه، آيه 12): ای پيامبر اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند با بيعت کنند، بدين شرط که هيچ کس را با خدا شريک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بهتان نزنند و فرزندی را که از آن شوهرشان نيست به او نسبت ندهند و در کارهای نيک از تو نافرمانی نکنند، با آنها بيعت کن و برايشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است.
پس زنان به عنوان يک فرد در جامعه انسانی می توانند در فعاليتهای سياسی شرکت کنند و نظر خود را درباره موضوعات سياسی آزادانه بيان کنند.همچنين زنان در زمان پيامبر (ص(در نهضت بزرگ اجتماعی  سياسی هجرت شرکت کردند. )
قرآن کريم می فرمايد: يا ايها الذين امنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتضوهن الله اعلم بايمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلاترجعوهن الی الکفار (سوره ممتحنه، آيه 10) ای ايمان آورندگان! چون زنان مؤمنی که مهاجرت کرده اند به نزدتان آيند، بيازماييدشان. خدا به ايمانشان داناتر است. پس اگر دانستيد که ايمان آورده اند، نزد کافران بازشان مگردانيد...
بعد اقتصادی:
اسلام زن را در مباحث مالی و اقتصادی آزاد گذاشته است: للرجال نصيبٌ مما اکتسبوا و للنساء نصيبٌ مما اکتسبن: مردان نصيبى از آنچه به دست مى آورند دارند، و زنان نيز نصيبى (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد) (سوره نساء، آيه 32) اسلام به شکل بی سابقه ای جانب زن را در مسائل مالی و اقتصادی رعايت کرده، از طرفی به زن استقلال و آزادی کامل اقتصادی داده و دست مرد را از مال و کار او کوتاه کرده و حق قيموميت در معاملات زن را از مرد گرفته و از طرف ديگر با برداشتن مسؤوليت  تأمين  بودجه   خانوادگی از دوش زن، او را از هر نوع اجبار و الزامی برای دويدن به دنبال پول معاف کرده است. علاوه بر آزادی اقتصادی زن در اموال خود، اسلام برای زن مهريه و نفقه قرار داده است ؛ به اين علت که نيروی جسمانی او کم است و همچنين قوای بدنش در اثر دوران بارداری و شيردهی و تربيت فرزند نيز کمتر می شود و پرداخت نفقه و مهريه بر مردان واجب است. (پارسانیا،1384،ص:3-6)

ه) حقوق اجتماعی زن در اسلام :

زنان در دیدگاه اسلام از کلیه حقوق انسانی اعم از سیاسی، اجتماعی،فرهنگی به اندازه مردان بهره مند می باشند و همانگونه که در بخش زنان نمونه صدر اسلام گذشت؛ بانوان در زمان حضرت رسول (ص) و نیز خلافت حضرت علی(ع) در جامعه حضوری فعال داشتند و با توجه به این که بیشتر از چند سالی از زمان زنده بگور کردن دختران نمی گذشت؛ نقش تعالیم اسلام در این زمینه اعجاب انگیز است. قوانین و مقررات مربوط به پوشش زن و نحوه سلوک او در اجتماع و نیز به رسمیت شناختن مالکیت زن در طول زندگی حتی پس از ازدواج دائم و بسیاری حوادث تاریخی مستند از زمان پیامبر و ائمه, خود, حاکی از مجاز بودن ورود زنان به عرصه ی اجتماع و حضور در فعالیت های اجتماعی می باشد ." (مکنون و صانع پور:1374، ص 164).

اسلام، زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختيار مى‏داند و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مى‏بيند و هر دو را در يك رديف قرار داده و با خطاب يا ايّها النّاس و يا ايّها الّذين آمنوا مخاطب ساخته است.
قرآن با اين خطابش زن را كه در قعر ذلّت و پستى بود و از هرگونه حقوق فردى و اجتماعى خويش محروم بود، و به عنوان يك موجود ناقص كه فاقد روح و اراده و اختيار باشد معرّفى شد بود، به اوج عزّت و سرافرازى صعود داد و تاج افتخار كرّمنا بنى آدم را بر فرق او نهاد و او را هم‏رديف با مرد انسان و خليفة اللّه فى الارض ناميد. قرآن با اين بيان بر تمام عقائد و باورهاى جاهلى و اديان تحريف شده كه زن را موجود وابسته و غير مستقل و در مرتبه پايين‏تر از مرد و طفيلى آن مى‏دانستند بى‏اعتبار نموده و بر همه آنها خط بطلان كشيد..اسلام در چهارده قرن پيش ظهور کرد. در جامعه ای که زن بسيار حقير و پست شمرده می شد، تا جايي که زنده به گور می شد.اسلام آمد و خط بطلان بر روی تمام عقايد جاهلی کشيد.اسلام در تمام مسائل و مواردی که ارتباط با زن دارد، صحبت کرده و آيات و روايات فراوانی در اين زمينه ذکر شده است. زن از منظر قرآن همان است که در طبيعت هست. از اين رو است که هماهنگی و انطباق کامل بين دستورات الهی اسلام و دستورات فطرت و طبيعت می باشد.اسلام بزرگترين خدمت را با اصولی که در قوانين و احکام مربوط به زن قرار داده به زن اعطا کرده. همزمان با آشنا کردن زنان به حقوق واقعی خود شخصيت و کرامت فراموش شده ايشان را احيا نمود. اسلام به شيوه های مختلف کرامت انسانی زن را برای همگان آشکار می سازد. اسلام در حق زن نظريه ای ابداع کرده که از روزی که جنس بشر پا به عرصه دنيا گذاشت تا آن روز چنين طرز تفکری در مورد زن نداشت. اسلام در اين نظريه خود، با تمام مردم جهان درافتاد، و زن را آنطور که هست و بر آن اساسی که آفريده شده، به جهان معرفی کرد،اساسی که به دست بشر منهدم شده و آثارش نيز محو گشته بود. (شهیدمطهری، 1381،ص:146-152)

 

 

 

و) جایگاه اجتماعی زن در اسلام، ازدیدگاه متفکرین غیر مسلمان :

نقش ویژه ی زنان در سرنوشت جامعه ی بشری سبب شده است تا این قشر همواره در کانون توجه قرار گرفته و مکاتب فکری بسیاری به عرضه ی آراء و دیدگاه های خود در این زمینه مبادرت نمایند. البته راجع به مطالعاتی که پیرامون جایگاه زن دراسلام صورت گرفته است؛ می توان گفت، برخی به شدت دچار بدفهمی و سوء تعبیرهایی شده اند که ناشی از جهت گیری هاو پیش داوری های آنان در مقابل اسلام و مسلمانان است .دکتر علی شریعتی در این مورد می نویسد :

" یکی از منحرفترین برخوردهای ناآگاهانه باقرآن، برخورد به آیات مربوط به زن است. از این راه در دل جوانان مسلمان بالاخص دختران جوان نسبت به اسلام شک و تردید و بدبینی ایجاد می شود .رفتار ضد انسانی را که طی قرن ها نسبت به زن ایرانی رایج بود و معلول فرهنگ پوسیده ی استعمار ی و استبدادی جامعه ی ماست و صد درصد غیراسلامی و تحمیلی است؛ معلول و محصول اسلام معرفی می شود؛ و میزان این تحریف بدانجا می رسد که حتی صریحا با آیات مربوط به زن مخالفت می ورزند و آن را وسیله ی استثمار زن و فاقد ارزش معرفی می کنند .به عبارتی دیگر، مسلمان نمایان، آیات مربوط به زن را، با توسل به فرهنگ استعماری ما تفسیر و تحریف می کنند و سپس آن را غیر عملی و کهنه می گیرند."(شریعتی،1357، ص:89)

از جمله این تفاسیر غلط از آیات قرآن، توسط پطروشفسکی انجام شده است که با استناد به آیه ی 34 از سوره ی نساء، می نویسد: اسلام عدم تساوی شوهر و زن را برقرار کرده؛ شوهران را برزنان برتری داده است زیرا که خداوند آنها را برتر ساخته است و برای اینکه از اموال خویش برآنان صرف می کنند. در قرون وسطی این عقیده ی نه تنها ویژه ی اسلام بود بلکه همه ی ادیان دیگر چنین معتقد بودند.ضمنا به شوهر توصیه می شود که با زنان به ملایمت رفتار کنند ، ولی شوهر می تواند زن نافرمان را بر عقل آورد و حتی بزند . اسلام بر روی هم زن را موجودی پایین تر از مرد می شمارد. نگهداری و مواظبت از زنان و کودکان، مؤمنان را در اجرای وظایف ایشان در برابر خدا مانع می شود. ولی قرآن دو زن را واجد

کمال می داند:یکی آسیه زن فرعون،دیگری مریم مادر عیسی".(شریعتی،1357،ص:55)دکتر شریعتی،درادامه می نویسد که این دریافت پطروشفسکی، ناشی از عدم درک درست او از آیات قرآن و فقط به منظور توجیه و تثبیت اصول جزمی فلسفه ی حزبی بیان شده است. اما به نظر دکتر شریعتی، زن درقرآن اهمیت ویژه و جای بسیار برجسته ای دارد که نظیرش را نه تنها در ادیان قرون وسطی، بلکه حتی در مکتب های مساوات طلب امروزی هم نمی توان یافت. اسلام فکر تساوی زن و مرد را که به صورت یک مسأله ی سیاسی و اجتماعی مطرح است؛ برپایه های فلسفی و اعتقادی می نشاند تا اولا آن را یک اصل مسلم طبیعی معرفی کند . ثانیا برابری آنها را از برابری حقوقی بدان شکل که در ادبیات سیاسی و انسانی پس از انقلاب کبیر فرانسه می خوانیم و یااز زبان روشنفکران بورژوازی می شنویم تا درجه ی برابری حقیقی، یعنی منشأئی، جوهری، عینی وآفرینشی بالابرد.

اما برخی دیگر نیز، مانند برتراند راسل، دیدی مثبت نسبت به مواضع اسلام راجع به زن دارند.راسل می گوید:"در همه  آئین ها، نوعی بدبینی نسبت به علاقه جنسی یافت می شود؛ مگر در اسلام، از نظر اسلام، ازدواج حد و حدودی قانونی و اجتماعی دارد اما هرگز آن را پلید نشمرده است، ضمن اینکه زن  حق دارد پس از فوت شوهر اول، و یا وقوع طلاق و جدائی، پس از سه ماه،  با شخص مناسب دیگری ازدواج نماید." (پاکدهی،1381،ص:15)

عادلیا ابوشرف، در مقاله پژوهشی خود راجع به جایگاه اجتماعی زن در اسلام، می نویسد :

تحقیق در مورد حقوق زنان در اسلام نه جدید است و نه کار آسانی است. درحال حاضر، بوجود آوردن سنت های تبعیض آمیز و انعکاس این سنت ها  در شیوه های مختلف سیاست کشورهای اسلامی است. این در عدم اجرای حقوق زنان در سطح اجتماعی مشهود است. و این منجر به حمله گروه های محافظه کار در کشورهای اسلامی، به سیاست های جنسیتی است ." ( ابوشرف،2006، ص:2)

دکتر هلن مک کیو درباره  فعالیت زنان مسلمان در کنار زنان غیر مسلمان در کشورهای خارجی می نویسد و می -گوید آنها نیزدر کنار  زنان غیر مسلمان در فعالیتهای وسیع اجتماعی مانند رفتن به شام، رفتن به سینما و خرید  شرکت می کنند و حتی زنان مسن تر نیز، در فعالیت های کودکانشان از جمله بازی ها و یا مسابقات ورزشی و جشنواره هایشان، حضور می یابند.(مک کیو،2008، ص:57)

گرایش جوامع غربی به دین مبین اسلام و به ویژه توجه زنان به این دین موضوعی غیرقابل انکار است که به رغم تلاش رسانه ها و کوشش دولت مردان در پنهان نگه داشتن این موج اسلام خواهی، شاهدیم که این جریان توجه عموم جامعه را به خود جلب نموده است و همه روز شاهد گرایش بیش از پیش این گونه جوامع و به ویژه زنان به اسلام هستیم.«مری فالوت»، به هیچ وجه شباهتی به یک مظنون تروریست ندارد و تصور چنین موضوعی در ذهن هم نمی گنجد. زن فرانسوی ریز نقش و محجوبی که با تلفن همراه خود مشغول گپ زدن با دوستانش است و تفاوت چندانی با دیگر زنانی که در این کافه نشسته اند ندارد.این دقیقاً همان موضوعی است که توجه مسئولین ضدتروریست قاره اروپا را به سمت هزاران زن شبیه وی در سراسر این قاره معطوف ساخته است. در نظر پلیس، فالوت که یک نوگرویده به اسلام است، یک خطر بالقوه می باشد.مرگ «موریل دگوگ»، زن بلژیکی نوگرویده به اسلام که  در نوامبر 2005 در عراق علیه نیروهای آمریکایی دست به یک عملیات انتحاری زد، سبب شد تا توجهات بسیاری به شمار فزاینده نوگرویده های اسلام در اروپا که اکثر آنها را هم زنان به خود اختصاص داده، جلب شود.«پاسکال میلهوس» در مصاحبه اخیر خود با روزنامه «لوموند» چاپ فرانسه در این باره این گونه گفت: «این پدیده رو به گسترش است و ما را سخت نگران ساخته است و از این رو باید قاطعانه از شکل گیری چنین شرایطی بپرهیزیم.» اما کارشناسان امنیتی توضیح می دهند که مشکل اصلی آن جاست که در حالی که پلیس بیشتر توجه خود را به تهدیدات اجتماعی مردان جوان و غالباً با اصالت خاورمیانه ای معطوف نموده، اما توجهی به زنان اروپایی سفیدپوست ندارد.مانگوس رانستروپ، کارشناس تروریست در «دانشگاه دفاع ملی سوئد» در استلکهم در این باره می گوید: «تروریست ها می توانند با وجود شدیدترین تدابیر امنیتی از این افراد استفاده نمایند در حالی که هیچ جلب توجهی صورت نپذیرد.»خانم فالوت، سه سال پیش و پس از آن که برای سؤالات مذهبی ای که از کودکی در ارتباط با مذهبش یعنی کاتولیک پاسخی نیافت، بالاخره به اسلام گروید؛ او می گوید: «به عقیده من اسلام، پیام عشق، شکیبایی و صلح است.»این همان پیامی است که اروپاییان بیشتر و بیشتری را به خود متوجه ساخته است، اما موضوع دیگری که چه محققان مسلمان و چه غیرمسلمان بدان معترفند آن که پس از حادثه یازدهم سپتامبر کنجکاوی نسبت به اسلام در بین جوامع غربی افزایش یافته است. اگرچه امروزه هیچ آمار دقیق از میزان گرایش به اسلام وجود ندارد اما ناظرانی که به کنترل جمعیت مسلمانان اروپا مشغولند، تخمین می زنند که همه ساله ی هزاران زن و مرد به این دین گرایش می یابند؛  و از این میان،  تنها  تعداد معدودی به گروه های افراطی می پیوندند و تعداد بسیار اندکی هم دست به اعمال خشونت آمیز می زنند.(استلکهم،2010، ص:27)

لیلا احمد ، زن لبنانی تازه مسلمان، در مقاله خود باعنوان :"زنان و ظهور اسلام" می نویسد :

"بدیهی است که استقرار اسلام درپیامدهای آن برای زنان بااهمیت بود، و در عین حال چند موضوع به طور کلی در ادبیات زنانه اسلامی به طور گسترده رواج پیدا کرده است؛ اما هنوز هم بسیار دشوار است که بفهمیم اسلام چه تأثیر مثبتی بر روی زندگی زنان گذارده است ، چرا که این مسئله اساسا ایدئولوژیک محور است و همچنین ریشه در تاریخ دارد " (احمد،1996، ص: 3 )درواقع او می خواهد استباط کند که اگر گاه و بیگاه تاثیر مثبت اسلام بر روی زندگی اجتماعی زنان نفی می شود به هیچ وجه مربوط به جوهره و اساس دین اسلام نیست؛ بلکه به خاطر تعصباتی است که  در عقب این تأثیر و تأثر ظهور کرده و همچنین تاریخی بودن آن که این مسأله را در معرض مناقشه فروانی قرار می دهد و  این دو عامل، هردو در بدفهمی نظر اسلام راجع به حضور اجتماعی زن دخالت داشته اند.

لوات ترنس ، در کتاب " زنان و اسلام " می نویسد :

" مسئله ی زن در اسلام، امروزه به چالش برانگیزترین موضوع تبدیل شده است؛از یک سو عده ای ادعای تشکیل جنبش اصلاحی برای حقوق زنان دراسلام را دارند و از سوی دیگر،کسانی که سخت مخالف  این اصلاحات در احکام اسلامی هستند باهم به بحث و رقابت می پردازند؛گفتمان دینی بین اسلامیون و غیرمسلمانان ، در بالاترین سطح ، مربوط به جریانات رادیکال و تندروی  اسلامی  است که منتقدان اسلام، درواکنش به روند تاریخی و تحولات عظیم در جوامع معاصر اسلامی ،دربرابر آنان قد علم کرده اند." (ترنس، 2012،ص:5)

پس، از دید ترنس نیز این تعصبات بعد از ظهور اسلام است که بر روی برداشت ها از اسلام اثر گذاشته است و الا اصل دین ، زن را در جایگاه برابر با مرد قرار داده است و تنها شرط عفت و عفاف اوست که آنهم به خاطر مصونیتش از عوامل مزاحم و بیگانه ی اجتماعی ، بر او فرض شده است تا بهتر بتواند به حیات اجتماعی خویش درکنار مردان، ادامه دهد.

همچنین نویسندگان خارجی زیادی در باره گرایش زنان به اسلام، در کشورهای غیر اسلامی نوشته اند. من جمله لاکی کروی در مورد گرایش زنان سنگال به اسلام می نویسد :

" موقعیت زنان مسلمان در سنگال، تقریبا با مردان برابری می کند، تنها زنان مسلمان طبقه متوسط هستند که گاهی تمایل به پوشیدن لباس هایی با الگوهای غربی دارند؛ اما در کل زنان مسلمان نیز آزاد بوده و در بازارها و محیط کار شرکت می کنند و در جلسات و همایش ها نیز آشکارا اظهار نظر می کنند" ( کروی،1991،ص:20)

 

ز) نتیجه گیری  :

در مجموع از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن زندگی زن وارد مرحلة نوینی گردید، در این دوره زن مستقل و از کلیه حقوق فردی و اجتماعی و انسانی برخوردار گردید. اسلام زن را مانند مرد بر خوردار از روح کامل انسانی و اراده و اختیار دانسته و او را در مسیر تکامل که هدف آفرینش است، می بیند. لذا هر دو را در یک صف قرارداده و با خطاب های « یاایها الناس و یا ایها الذین آمنوا » مخاطب ساخته، برنامة تربیتی، اخلاقی و علمی را بر آن ها لازم کرده است.

آیات  قرآن خداوند متعال مرد و زن را در کنار هم قرار داده، ملاک برتری و رسیدن به حیات طیبه و پاداش اخروی را تقوی، اعمال صالح و ایمان می داند؛ نه جنسیت، نژاد، مال، مقام، علم، رنگ، زبان و اهل فلان نقطه و فلان کشور وشهربودن.

اسلام حقوقی را که برای یک مرد قایل است برای یک زن نیز قایل است . اسلام با برنامه های آسمانی خود، خواهان ترقی، تکامل، تحصیل، تربیت، استقلال، آزادی و مشارکت زن در امور اجتماعی با ملاحظات اموری که باعث عزت و متانت اوست، می باشد. قرآن زن را همان گونه می‌بیند که در طبیعت هست. از این رو هماهنگی کامل میان فرمانهای قرآن و فرمانهای طبیعت برقرار است. در واقع زن و مرد دو ستاره‌اند در دو مدار مختلف و هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نمایند پس شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که دو جنس هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه بدهند. آزادی و برابری آنگاه سود می‌بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در هر جامعه‌ای ناراحتی آفریده است قیام برضد فرمان فطرت و طبیعت است.

عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن، بیشتر موجب پایمال شدن حقوق او می‌گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگوید تو یکی و من یکی، کارها، مسئولیتها، بهره‌ها، پاداشها، کیفرها، همه باید متشابه و همشکل باشد. در این صورت زن در کارهای سخت و سنگین باید با مرد شریک شود و به فراخور نیروی کارش مزد بگیرد، توقع احترام و حمایت از مرد نداشته باشد، تمام هزینه‌های زندگی خودش را بر عهده بگیرد. و در هزینه فرزندان با مرد شرکت داشته باشد و ... که در این وقت است که زن در وضع سختی قرار خواهد گرفت، زیرا نیروی کار تولید زن بالطبع کمتر از مرد است و استهلاک ثروتش بیشتر. پس با در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می‌دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش. پس در زمینه احیای حقوق زن دیدگاهی که طبیعت را راهنمای خود قرار دهد در نهضت حقوق زن به معنی واقعی موفق خواهد شد.

پس با توجه به مطالب گفته شده اسلام در مورد حقوق زن و مرد، بر اساس وضع طبیعی زن و مرد(فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می‌گذشته و با آنچه در جهان امروز می‌گذرد متفاوت است.) اسلام برای زن و مرد در همه موارد یک نوع حقوق، وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است. پاره‌ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره‌ای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است.

زن، از این نظر که انسان است مانند هر انسان دیگر آزاد آفریده شده است و از حقوق مساوی با مرد بهره‌مند است ولی از طرف دیگر زن انسانی است با ویژگیهای خاص خودش و مرد انسانی است با خاص خودش. چرا که زن و مرد با وجود اینکه در انسانیت برابرند ولی دو گونه انسانند با دو گونه خصلتها و دو گونه روانشناسی. و این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیایی و یا تاریخی و اجتماعی نیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده و طبیعت از این دو گونگی‌ها هدف داشته است و هرگونه عملی برضد طبیعت و فطرت عوارض نامطلوب به بار می‌آورد پس به این نکته باید توجه نمود که مسائل دیگری هم غیر از تساوی و آزادی هست. تساوی و آزادی شرط لازم‌اند نه کافی. تساوی حقوق زن و مرد از نظر ارزشها مادی و معنوی یک چیز است و همانندی و همشکلی چیز دیگر چرا که تساوی غیر از تشابه است، چون تساوی برابری است و تشابه یکنواختی.

این که بگوئیم:: «مردان بر زنان سروری دارند» و چنین برداشتی از کلمة «قوّام‌» در الرِّجال‌ُ قَوَّامُون‌َ عَلَی النِّسأِ کنیم  صحیح نیست بلکه مقصود این است که‌، مردان در امور مالی‌،اقتصادی و خانوادگی‌، سمت مسؤلیت و سرپرستی را دارند چه این که زنان به علت شرایط خاص جسمانی و سرپرستی امور منزل و مسئولیت امر توالد و نگهداری و سرپرستی اولاد، در کارها و مشاغل دشوار یا اموری که با جریانها و حوادث اجتماعی ارتباط دارد، کارآیی لازم را ندارند. و این یکی از خدمات بزرگ اسلام در مورد زنان است‌، که با برداشتن تکالیف دشوار، شرایط را برای انجام مسئولیت حساس و دقیق همسری به ویژه مسئولیت مادری‌، مهیا ساخته است‌.(صادقی و تقوی،1381،ص:18)

علاوه بر این هرگز آیه نمی‌فرماید که تمام مردان بر تمام زنان برتری دارند بلکه منظور از رجال در آیه شوهران است و در مقابل زنانشان (همسرانشان‌)، یعنی در خانواده‌، شوهر سرپرستی زن را دارد. نه این که تمام مردان نسبت به تمام زنان برتر هستند چون می‌بینیم که در خانواده مادر با آن که زن است نسبت به پسرش که مرد است حالت سرپرستی دارد و اطاعت امر و نهی او واجب است‌. (همان،ص:19)

اگر علاوه بر امور تربیت اولاد و مسایل دوران حمل و زایمان‌، رضاع (شیردادن‌)، سرپرستی و رسیدگی به امور منزل‌، بارهای دیگری نیز بر دوش زن قرار می‌گرفت‌، مثل مشکلاتی که مربوط به تنظیم و ادارة امور مختلف زندگی است‌، قطعاً از عدالت و انصاف دور بود. و زنان نمی‌توانستند به هر دو وظیفة خود چنان که باید عمل نمایند.

بر همین اساس‌، اسلام با تقسیم وظایف‌،کوشیده است تا آن چه با سرشت و طبیعت زن هماهنگ بوده و روحاً و جسماً با آن انطباق دارد، بر عهدة او قرار دهد. و آن چه با سرشت و ساختمان جسمی و فکری مرد منطبق است‌، در حوزة مسئولیت او قرار دهد.

پس،در اسلام، زن دارای درجه ی  احتماعی بالایی است؛  و با حفظ حریم و حیای مخصوص به خود می تواند سازنده ترین نقش ها در جامعه اسلامی ایفا نماید.

 

نویسنده : فائزه السادات مدرسی یزدی ( کارشناس ارشد جامعه شناسی)

 

 


دوستان و مخاطبان گرامی، اگر شما اکنون مخاطب این صفحه از سایت علوم اجتماعی ایران هستید، مطمئناً استفاده از مطالبی را که اعضاء و نویسندگان این سایت برای آن زحمت فراوان کشیده و به قلم خود آنها را به رشته تحریر درآورده اند را منوط به درج رفرنس که شامل نام نویسنده و نام سایت می باشد می دانید. ما نیز به عنوان جامعه علمی از بذل توجه شما کمال تشکر و قدردانی را داریم.

 

ی) منابع و مآخذ

منابع فارسی :

1- باقرزاده،محمدرضا: (1385)، پیامبراعظم(ص) و مشارکت اجتماعی سیاسی زنان،نشریه ی فقه و اصول،شماره 1و 2 .

2-بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و تطبیق الگوی صدراسلام با جامعه کنونی، مکنون و صانعنپور، نشر سازمان تبلیغات اسلامی(مرکزچاپ و نشر)،تهران: (1374).

3- پارسانیا،حمید : (1384)، سیمای زن در خطاب های قرآن، نشریه ی علوم اجتماعی، شماره ی 3 .

4-تسخیری، محمدعلی : (1383)، اسلام، توسعه و نقش زن مسلمان (1) و (2)،نشریه ی اطلاع رسانی و کتاب داری(بازتاب اندیشه)، شماره 59و 6.

5- حریت و حقوق زن دراسلام، شریعتی،علی، انتشارات میلاد،تهران :(1357)

6-حقوق و مسئولیتهای زن در نظام اسلامی(مجموعه مقالات )،دبیرخانه ی هیئت علمی کنفرانس،نشر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی(معاونت فرهنگی)، تهران :( 1385).

7-خاتمی، سیدمحمد: (1383)،حضور زنان و رشد اجتماعی، نشریه ی علوم و حدیث قرآن، شماره 42.

8-خرمی،جواد : (1384)، جایگاه اجتماعی زن دراسلام، نشریه ی فقه و اصول، شماره ی 67.

9-زن اعجاز خلقت، حسینی پاکدهی، علی، نشر آن، تهران :(1381)

10- صادقی و تقوی : (1381)، نگاهی به جایگاه زن دراسلام، نشریه ی فقه و اصول،شماره ی 32 .

11- محبوبی منش،حسین : (1383)،تحلیل اجتماعی مسأله حجاب،نشریه ی علوم اجتماعی، شماره 38 .

12-گندمی و شاکری :(1388)، رساله نامه حضرت زینب(س)، نشریه علوم و حدیث سفینه، شماره 22.

13-گیوه چیان،فاطمه :(1374)، جایگاه اجتماعی زن :سنگ زیرین آسیا: زن یامرد؟مروری بردیدگاه های نظری دررابطه با مطالعه ی نقش و جایگاه زنان دراجتماع، نشریه ی اقتصاد،شماره ویژه.

14-نظام حقوق زن دراسلام، مطهری، مرتضی،انتشارات فرهنگ اسلامی، تهران: (1353).

15-واعظی،محمدجواد : (1388)، وضعیت زن درجاهلیت، نشریه ی تاریخ ، شماره ی 42 .

16-واعظی و جباری : (1389)، نگاه تاریخی به وضعیت زن دراسلام، نشریه ی تاریخ، شماره ی 2 .

منابع لاتین :

1- Aboosharaf,Adila: (2006), Women in Islamic Communities_ The Quest for Gender Justice ,  jurnal of HUMAN RIGHTS QUARTERLY ,no : 28

2- Ahmed,Leila:  (1996),Women and the advent of islam , Chicago journal,vol 11,no 4.

3- Barkow,Jerome.H: (1972),  canadain journal of African studies,v6,no2.

4-creevey,lucky .E:(1991), The impact of Islam on women in Senegal, jurnal of developing areas,vol25,no3.

5. mac.cue,Helen : (2008), The Civil and Social Participation of Muslim Women                                                                                                                                                                      in Australian Community Life,  Edsoc Consulting Pty for the Asian Law Ltd                                 Group

6. Women In Classical Islamic Law Themes In Islamic Studies, Susan A. Spectorsky, birll published, landon  :(2010)

7.women in Islam (Reflections on Historical and Contemporary Research),lovat,Terence, Springer Dordrecht Heidelberg, New York London:(2012)

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)