سه شنبه, 30 آبان 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه جامعه شناسی مقاله ها منزلت اجتماعی زن در اسلام (1)
منزلت اجتماعی زن در اسلام (1) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه, 18 فروردین 1393 ساعت 18:27

منزلت اجتماعی زن در اسلام

 

فائزه السادات مدرسی یزدی*


 

چکیده :

این مقاله به بررسی دیدگاه اسلام درباره ی حضور اجتماعی زنان و حقوق اجتماعی آنان در ابعاد گوناگون ارزشی وعمومی می پردازد. به طور کلی، آنگاه که بحث جنسیت، نژاد، طبقات اجتماعی و فرقه های مختلف در اسلام مطرح می گردد؛ رأی اسلام مبنی بر مساوات و برابری بوده است و تقوی الهی را تنها ملاک برتری زن و مرد و نژادها و اقوام گوناگون دانسته است. مسأله ای که امروزه در جوامع روشنفکر و متجدد چندی است که جنجال برانگیز شده است؛موضوع حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی و علمی مختلف می باشد که هر مکتب و هر دین و آئینی راهکردهایی برای این مسأله پیشنهاد داده اند .اسلام نیز، در این باره، مباحث مفصلی دارد که در این مقاله، سعی شده است با استناد به قرآن کریم و احادیث و روایات و همچنین سخنان بزرگان دین و اسلام پژوهان داخلی و خارجی این احکام به بحث و بررسی گذارده شوند.

 

کلید واژگان : زن ، اجتماع ، اسلام ، حقوق اجتماعی زنان


 

* دانش آموخته مقطع ارشد جامعه شناسی

 

 

مقدمه :

زن در جایگاه انسان، محور توسعه و از ارکان اساسی آن است و توسعه ایدئال توسعه ای است که موقعیت انسانی و طبیعی زن را لحاظ کرده و تفاوت های او را با مرد به فراموشی نسپارد و نقش های مناسب با ویژگی های او را در نظر گیرد.یکی از ویژگی های سرمایه داری و همه جوامع طبقاتی، نابرابری جنسی بین زن و مرد است. مردها در اقتصاد، فرهنگ، سیاست و زندگی روشنفکری برتراند و زنان نقش زیر دست و فرمانبردار را بازی می کنند. تنها در سالهای اخیر است که زنها از آشپزخانه ها و کودک سراها برای چالش با انحصار گری مردها به بیرون آمده اند. اما هنوز نابرابری اصلی پابرجاست.این نابرابری در تمام مراحل سه گانه بردگی، فئودالیسم و سرمایه داری ادامه داشته است.بنابراین ، آنچنان که درخور جامعه طبقاتی بوده مرد سالاری ویژگی آن گردیده است.(تسخیری،1383،ص: 3) اما در مبحث توسعه اسلامی رویکرد توسعه مبتنی بر تعالیم الهی براساس تکامل فرد و درنهایت، تعالی جامعه است. درسایه ی این توسعه همه جانبه، بحث اخلاق و عدم تفکیک پذیری آن از منافع اقتصادی و اجتماعی بشر امری گریز ناپذیر است.نقش زنان به عنوان سکان داران مهمترین گروه اجتماعی، یعنی خانواده، به گونه برجسته ای مطرح است. خانواده که امروزه در نظام جهانی به گونه ای شگرف درحال اضمحلال است، از منظر اسلام مانع شیوع جرم و جنایت و بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی و درنهایت تأمین امنیت اجتماعی در فعالیت های اقتصادی است.(جمعی از اندیشمندان مسلمان،1386، ص:139)

موضوع جایگاه زن دراسلام،همواره از مناقشه برانگیزترین موضوعات در مطالعات اسلامی بوده و هست. نگرش اصلاحی اسلام به مسأله زن از سویی و ابهام درر فهم برخی ازآیات قرآن و احکام شرعی خاص، از سوی دیگر، زمینه ساز ظهور برداشت های متفاوت و متضاد از جایگاه زن دراسلام شده است. احترام به مقام و منزلت زن در اسلام، جایگاه ویژه ای دارد. علاقه پیامبر (ص) به یگانه فرزندشان، از عالی ترین تجلّی عواطف انسانی بود .تا آن جا پیامبر (ص) هیچ گاه بدون وداع با دختر خود، به مسافرت نمی رفتند و هنگام مراجعت از سفر، قبل از همه به دیدن زهرا (س) می شتافتند؛ در برابر همسران خود، از وی احترام شایسته ای به عمل می آوردند و به یاران خود می فرمودند: «فاطمه پاره ی تن من است. خشنودی وی خشنودی من و خشم او خشم من است».(باقرزاده، 1385، ص:16).

اسلام، عدم تساوی زن و شوهر را برقرار نکرده؛ بلکه شوهران را بر زنانشان از این جهت برتری داده است که از اموال خویش، برای رفاه انان مصرف کنند.(قرآن کریم، سوره نساء،آیه 34). اما مهمترین معیار یرتری آنسان ها بر یکدیگر را نه جنسیت و نژاد، بلکه تنها تقوی الهی و پرهیز از گناهان و منکرات دینی دانسته است. (قرآن کریم،سوره حجرات،آیه 3)بی شک، یکی از مسئولیت های الهی خطیری که بر عهده ی زن نهاده شدهاست؛ همانا پرورش مردان و زنان مفید برای جامعه ی اسلامی و بشریت است. پس این نکته حساسی خواهد اگر بررسی کنیم که نقش اسلامی زن در خانواده، به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، چیست و چگونه این نقش می تواند به بهترین وجهی ایفا گردد. پس از آن، بحث چگونگی حضور زن در عرصه اجتماع، جهت آموزش و پرورش و نیز سازندگی و توسعه مطرح می شود که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

 

طرح بحث :

وضعیت زن در دوران جاهلیت

اینکه بررسی کنیم وضعیت زن از نظر حقوقی و اجتماعی در دوران قبل از ظهور اسلام، به چه صورت بوده است؛بسیار می تواند به ما در فهم جایگاه اجتماعی زن دراسلام، کمک نماید. بنابراین، ابتدا مختصری از وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان عصر جاهلیت را به بررسی می گذاریم :

اخبار عصر جاهلی بیشتر در قالب اشعار و برخی از گزارش های پراکنده و ضمن آیاتی از قرآن کریم به ما رسیده است . به ویژه اینکه توجه نویسندگان و مورخان اسلامی، بیشتر به ثبت تحولات و مسائل سیاسی جامعه و نقل اخبار پادشاهان و نخبگان و حکم رانان بود تا حفظ اخبار اجتماعی و گزارشات عمومی از زندگانی مردم.

درباره وضعيت زن در عصر جاهلي دو رويکرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند زنان عصر جاهلي، جايگاه ممتازي داشتند و صاحب آزادي و شرافت و استقلال رأي و اراده بودند. حضور فعال زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي، بازگشت نسب برخي قبايل به زنان، شهرت بسياري از بزرگان به نام مادرانشان، مشاوره با زنان در امور نظامي و اعطاي امان به دشمن و پذيرش اين امان ها از سوي قبايل، از جمله شواهد تاريخي بر جايگاه ممتاز زنان در جاهليت است. رويکرد دوم، معتقد است که زنان در عصر جاهليت وضعيت اسف باري داشتند. نگاه تحقيرآميز و غير انساني به زنان و انسان درجه دوم شمردن آنها، کراهت از دختران و زنده به گور کردن آنها، انواع ازدواج هاي ظالمانه، عدم آزادي انتخاب در ازدواج، فراگير بودن فساد اخلاقي و مفاسد جنسي در زنان و محروميت هاي فراوان اجتماعي و اقتصادي، از جمله مظاهر اين وضعيت اسف بار به شمار مي آيد. بسياري از آيات قرآن کريم و رواياتي که از پيشوايان دين در دست است و احکام فراوان فقهي که اسلام براي بهبود وضعيت زنان در نظر گرفته است ، رويکرد دوم را تأييد مي کند.البته حضور اجتماعي زنان تابع هيچ ضابطه و قانوني نبود. بي حجابي، خودآرايي و خودنمايي، اختلاط زنان و مردان و سوژه قرار گرفتن زنان براي شاعران مبتذل سرا، از ويژگي هاي حضور اجتماعي زنان جاهلي بود. محروميت از حق ارث و مهريه و به ارث رفتن زن پس از مرگ شوهر نيز از جمله ظلم هاي اقتصادي فراگير در عصر جاهلي بود. در عين حال، زنان در اين دوره به مشاغلي نظير مشاغل خانگي (پخت نان، نظافت، اصلاح خيمه، تربيت فرزند، نگهداري دام، شير دوشي، تهيه آب و...)، تجارت، قابلگي و برخي صنايع دستي مثل اسلحه سازي و کهانت و نوحه گري مي پرداختند. (واعظی،1388،ص:1)

مهم ترين جلوه حضور سياسي زنان در جاهليت، حضور آنها در جنگ ها بود. با توجه به حساسيت شديد عرب نسبت به اسارت رفتن زنان در جنگ ها، از زنان به عنوان ابزار جنگ رواني در تهييج و تحريک سپاهيان بهره مي گرفتند.زنان با سرودن اشعار و دف زدن، سپاهيان را به مقاومت فرا مي خواندند. جامعه جاهلي فاقد فرهنگ و تمدن و علم و دانش بود تا آنجا که شمار افراد با سواد بسيار اندک بوده و تنها ميراث فرهنگي جاهليت را شعر تشکيل مي داد که آن هم غالباً بر محور عشق، جنگ و تفاخرات قبيله اي دور مي زد و از حکمت و معنويت تهي بود. که در ميان شاعران عصر جاهلي نام چند زن نيز به چشم مي خورد. بنابراين مي توان گفت که وضعيت زن در عرصه هاي خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در عصر جاهلي نابسامان، ظالمانه و تاريک بود، و يکي از تحولات اساسي اسلام را بايد در اصلاح جايگاه و موقعيت انساني و اجتماعي زنان دانست.(همان،ص:2)

 

جايگاه و شأن زن در جاهليت

مرد در جاهليت، صاحب اختيار خانواده و به تعبيري گوياتر، مالک خانواده بود و بر زن و فرزندان حق حيات داشت. در جاهليت، زن در رديف ساير انسان ها قلمداد نمي شد، بلکه انسان درجه دو محسوب مي شد. گفته خليفه دوم در مورد وضعيت زنان در جاهليت گواه خوبي است. او اعتراف مي کند که زنان در جاهليت هيچ به حساب نمي آمدند: «کنا في الجاهليه لانعد النساء شياًء». بر اساس روايتي، اعراب زنان را همچون کالايي مي شمردند که (اگر از خود پسري نداشت) پس از مرگ شوهر، در شمار ديگر اموال و ثروت شوهر، به پسر شوهر از زن هاي ديگر منتقل مي شد. فرزندان نيز در بسياري از موارد از حقوق انساني محروم بودند. به عنوان نمونه در جريان جنگ بسوس، داحس، غبراء و ايام الفجار، پدران، فرزندان خود را نزد دشمنان به رهن مي گذاشتند که در بيشتر اوقات موجب کشته شدن آنها مي شد. در فرهنگ جاهلي پسران چون در آينده به جنگ جويان و مدافعان قبيله تبديل مي شدند بر دختران که وقت جنگ جز سنگيني، مزاحمت و بي آبرويي هنگام اسارت، چيز ديگري نداشتند، ترجيح داشتند. دختران مورد کراهت و در مرتبه پايين تري از پسران قرار داشتند. جالب اينکه، خود زنان هم اين انديشه را پذيرفته بودند. وقتي از زني در مورد بهترين زنان سؤال مي شود مي گويد: بهترين زن کسي است که پسري در شکم، پسري در بغل و پسري که پشت سرش راه مي رود، داشته باشد. نمونه هاي فراواني از اين کراهت در منابع جاهليت وجود دارد، از جمله وقتي شخصي به نام ابي حمزه، دختردار مي شود خانه را ترک کرده و نزد همسايگان مي رود. همسرش چنين مي سرايد:ما لا بي حمزه لا يأتينا يظل في البيت الذي يليناغضبان الا نلد البنينا تا لله ما ذلک في ايديناابا حمزه را چه شده که به خانه همسايه رفته و به سراغ ما نمي آيد. او از اين عصباني است که ما پسر به دنيا نياورده ايم. به خدا سوگند که اين امر در دست ما نيست. (همان،ص:7 )

 

ظلم هاي اجتماعي به زنان

نفرت داشتن از دختران گاهي به زنده به گور کردن آنها منجر مي شد. البته در ميزان شيوع اين زشتي اختلاف است؛ برخي آن را نادر و برخي در بيشتر قبايل شايع مي دانند. تصريح قرآن کريم به اين عمل زشت و تکرار آن، نشاني از سنگيني اين مسئله است: و هنگامي که به يکي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از ناراحتي) سياه مي شود و به شدت خشمگين مي گردد. به خاطر بشارت بدي که به او داده شده از قوم و قبيله خود متواري مي گردد (و نمي داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد يا در خاک پنهانش کند؟ آگاه باشيد که بد حکم مي کنند. (نحل: 58-59) و در آن هنگام که از دختران زند به گور شده سؤال شود به کدامين گناه کشته شدند؟ (تکوير: 8-9) قيس بن عاصم در برابر پيامبر اکرم (ص) اعتراف مي کند که تمامي دختران خود را زنده به گور کرده، حتي دختري را که با ترفند مادر تا چند سالگي زنده بوده، به رغم التماس هاي دختر، زير خاک دفن کرده است. پيامبر با چشمان اشک بار مي فرمايد به درستي که اين قساوتي آشکار است. علل چنين عمل ضد انساني، غيرت و تعصب شديد و ترس از بي آبرويي هنگام اسارت زن و دختر، ترس از فقر، عيوب ظاهري و جسمي دختر ذکر شده است. البته عامل اقتصادي و فرار از فقر، مهم ترين عامل بوده که قرآن نيز به آن اشاره مي کند: «و فرزندانتان را از ترس فقر نکشيد ما آنها و شما را روزي مي دهيم مسلماً کشتن آنها گناه بزرگي است». (اسراء: 31)با اين همه، گروهي بودند که با خريدن دختر از پدرش مانع چنين کاري مي شدند. صعصه بن ناجيه جدّ فرزدق 280 دختر را از مرگ نجات داد. (همان، ص : 12)

 

فساد اخلاقي در جاهليت

به گفته جواد علي، زنا نزد مردم جاهلي مرسوم بود و مردان به طور علني مرتکب آن مي شدند و نه تنها عيب محسوب نمي شد که به آن افتخار نيز مي کردند و آن را نشانه مردانگي مي دانستند. آنان زنايي را عيب مي دانستند و بر آن عقاب مي کردند که مرد غريبه اي با زني بدون اجازه شوهرش همبستر شود. واداشتن کنيزان به زنا و بهره کشي جنسي از آنان (اجازه دادن کنيزان به ديگران) نيز اگر با اجازه صاحبان آنان بود، عيبي نداشت. البته در تعريف زنا و تعيين حد و مرز آن با ازدواج هاي جاهلي ديدگاه هاي متفاوتي هست. گفتني است که ما در تبيين وضعيت اجتماعي زنان به مظاهر ديگري از فساد اخلاقي مربوط به زنان اشاره خواهيم کرد. همچنين يادآوري اين نکته خالي از لطف نيست که بسياري از رسوم و سنت هاي جاهلي به طور عام در تمام جزيره العرب و بين تمام قبائل رايج نبود، بلکه برخي به قبايل خاص يا زمان و مکان خاصي اختصاص داشت. (همان،ص:13)

 

وضعيت اجتماعي زن در عصر جاهلي

آنچه از مطالعه منابع تاريخ جاهلي به دست مي آيد عدم منع زن از حضور او در اجتماع است. آنان کم و بيش در عرصه هاي اجتماعي حضور داشتند. البته ميزان مشارکت ايشان در اين عرصه ها، به شأن و منزلت آنان که در موقعيت خانوادگي يا ثروت يا امتياز خاص ريشه داشت، وابسته بود؛ هر چه از شأن و رتبه بالاتر و نفوذ بيشتري برخوردار بودند، مشارکت بيشتري داشتند. مشارکت اجتماعي زن در جاهليت به شکل رويه اي عام و فراگير نبود و شايد همه زنان از چنين حقي برخوردار نبودند. اما آنچه دقت بيشتري مي طلبد مطالعه وجود يا عدمِ ضوابط و شرايط در حضور اجتماعي زن در عصر جاهلي است. در واقع به اين سؤال بايد پاسخ داد که آيا در جاهليت بين زن و مرد در تعاملات اجتماعي حريمي بود يا خير؟ يا به عبارت ديگر آيا حضور اجتماعي زنان در عصر جاهلي تابع ضوابط و قوانيني بود يا خير؟ همان گونه که محققان اشاره کرده اند تلاش براي پيدا کردن مشي و رويه واحد در شئون اجتماعي در دوران جاهلي، سخت و بي نتيجه است. تعاملات اجتماعي و آداب و رسوم، شهر به شهر، بلکه قبيله به قبيله و حتي در يک قبيله واحد، مختلف و متنوع بود. براي نمونه، چگونگي حضور زن در محيط هاي اجتماعي از نظر نوع پوشش، متفاوت بود. در قبيله اي زن با کمترين لباس نزد مردان حاضر مي شد و از آنان پذيرايي مي کرد و در قبيله ديگر زن هنگام خروج از منزل از پوشش کامل استفاده مي کرد و تا بازگشت به خانه از آن جدا نمي شد. از اين رو ما پوشش را به عنوان يکي از شاخصه هاي حضور اجتماعي زنان در جاهليت بررسي مي کنيم. شواهد متعدد حاکي از اين نکته است که زنان در جامعه عرب قبل از اسلام براي حضور در اجتماع، از پوشش مناسب و مطلوب برخوردار نبودند. تنوع لباس و زينت زنان ارتباط مستقيم با محيط اجتماعي و طبيعي آنان داشت. در شهرها که اختلاطِ بين دو جنس بيشتر و پر دامنه تر بود، لباس ها متنوع تر و جذاب تر بود و زينت بيشتري وجود داشت، اما در زندگي صحرايي که چنين نبود، پوشش زنان ساده تر و يک دست بود، به ويژه اينکه آنان براي فرار از آسيب هاي طبيعي از پوشش بيشتري استفاده مي کردند. شرايط سخت صحرا زنان باديه نشين را مجبور به پوشاند سر و صورت مي کرد، همان گونه که مردان نيز چنين مي کردند. (سالاری،1385،ص:12و 13) به رغم وجود واژه ها و اصطلاحات متعدد که به وجود اصل پوشش و انواع آن دلالت دارد، برخي گفته اند: پوشاندن سر و صورت نزد زنان جاهلي، خلاف رويه بود و زنان بدون حجاب در جامعه ظاهر مي شدند. جاحظ مي گويد: بين زنان و مردان جاهليت، حجابي نبود و آنان به سهولت با هم معاشرت و گفت و گو مي کردند و نگاه به همديگر هيچ عار و ننگ نبود. جالب اين که او ريشه عشق هاي آتشين عرب جاهلي را همين آزادي در معاشرت مي داند. پوشش آنان به گونه اي بود که مواضع مهيج و فتنه انگيز مانند گردن و سينه نمايان بود. از ديگر شواهد بي انضباطي در روابط زن و مرد در دوران جاهلي، طواف برهنه زنان دور خانه خداست. درباره ريشه اين عمل، اختلاف است. برخي ريشه آن را به نزاع بين زن وشوهري مي دانند که شوهر شرط جدايي از همسر را طواف برهنه زن در خانه خدا قرار داد که بعدها مرسوم شد. برخي نيز آن را ناشي از مبالغه در عبوديت و خارج شدن از لباس هايي که در آن مرتکب گناه شده بودند دانسته اند. برخي گفته اند ترفند قريش در نيازمند کردن حجاج در اخذ لباس از اهل حرم، در شيوع اين رسم جاهلي بي تأثير نبوده است. ولي آنچه مسلم است اين که موسم حج در جاهليت به فصلي براي عرضه زنان بر مردان تبديل شده بود. برخي از زنان به قصد دلربايي از مردان، به صورت عريان طواف مي کردند تا خواستگار مورد نظرشان پيدا شود. اختلاط، بي بند و باري و شهوت راني به حدي بود که شاعرِ هوس بازِ اموي، عمر بن ربيعه، در شعري حسرت آن روزها را مي برد و آرزوي بازگشت آن ايام و طواف ها را مي کرد: ليت ذا الحج کان حتماً علينا کل شهرين حجه و اعتمارا«اي کاش آن حج بر ما واجب مي شد در هر دو ماه، چه حج و چه عمره».مضمون اشعار تشبيب در ديوان اشعار جاهلي، بازتاب بي انضباطي در روابط زن و مرد در اين دوران است. در اين اشعار، شاعر به توصيف هوس آلود از زنان جامعه خود پرداخته و زيبايي هاي آنان را ترسيم مي کند. علت اين امر گاهي انتقام از زن در ردّ عشق يا هوس بازي شاعر و گاهي تقاضاي مادر با هدف يافتن خواستگار بوده است. به طور قطع، شيوع عمل ننگين زنا و ديگر روابط جنسي مردود در جاهليت، نتيجه روابط بي ضابطه زن و مرد و نشانه عدم حريم مناسب بين ايشان است. اما آنچه از قرآن فهميده مي شود خودآرايي، خود نمايي و جلوه زيبايي ها در زنان جاهلي براي مردان است که قرآن از آن به «تبرّج الجاهليه» ياد کرده است. (احزاب: 33)

 

5.وضعيت فرهنگي زن در عصر جاهلي:

براي شناخت جايگاه زن در دوران جاهلي، آشنايي با جايگاه علم و فرهنگ در اين عصر ضروري است. علم و فرهنگ در جامعه جاهلي اهميتي نداشت. فقدان خواندن و نوشتن در آن جامعه، خود دليل روشني بر بي بهره بودن آنان از فرهنگ و دانش است. در سخني از امام علي (ع) آمده است که هنگام بعثت پيامبر اکرم (ص) کسي از عرب کتاب نمي خواند عرب جاهلي از علم و ميراث مکتوب، محروم بود. شمار آشنايان به خواندن و نوشتن در قريش را هنگام بعثت نبوي، هفده نفر گفته اند. گفته اند که کتابت نزد عرب عيب و عار تلقي مي شد. برخي با استناد به وجود واژه هايي چون، کتاب، قلم، مداد، صحف، لوح، قرطاس و ... در متون تاريخي و آيات قرآني، وجود گسترده خواندن و نوشتن و آشنايي عرب با اين مفاهيم را ثابت کرده اند، ولي محققان اين ادعا را با نصوص تاريخي و قرآني معارض دانسته، ادله اي بر ردّ آن آورده اند. البته با قبول دوري جامعه جاهلي از علم و فرهنگ مي توان جلوه هاي کم رنگي از اين مقوله را در زندگي عرب قبل از اسلام يافت. زني به نام شفاء را جزء آشنايان به کتابت در دوران جاهلي دانسته اند. شعر و خطابه يکي از جلوه هاي اصلي فرهنگ دوران جاهلي است. شعر سرايي نزد عرب، رونق خاصي داشت. آنان ابعاد مختلف زندگي خود را به شعر در مي آورند. تفاخر به قبيله و گذشتگان، تمسخر و هجو رقيب، ياد جنگ هاي قبيله و خاطرات آن و معاشقه با محبوب، از رايج ترين مضامين اشعار جاهلي است. قبايل مختلف با عرضه شعراي خود در مجامع عمومي، مثل حج و بازارها از جمله بازار عکاظ به بهره مندي خود از چنين شعرايي افتخار مي کردند. شاعران نيز شعر را وسيله کسب و درآمد خود قرار داده بودند. جاحظ کاسب کاري شاعران را عاملي براي گرايش مردم به خطابه و روي گرداني آنان از شعر مي داند. براي جواب به اين سؤال که آيا شعر، نشانه بلوغ و رشد فرهنگي جامعه جاهلي است يا نه، بايد به محتواي آن نگريست. اشعار جاهلي فاقد مضامين بلند معنوي و روحي است و بيشتر، طبيعت، جنگ ها، افتخارات واهي، عيب هاي رقيب و اوصاف ظاهري زن و معشوقه را توصيف مي کند. زنان جاهلي در اين عرصه، فعال بودند به گونه اي که نام برخي از آنان جزء مشاهير شعر جاهلي ذکر شده است. خنساء که در سرودن شعر شهرت دارد، در بازار عکاظ هشت اشکال به يکي از شعر هاي شاعر مشهور عرب، حسان بن ثابت وارد کرد. زني ديگر به نام ام جندب که همسر شاعر معروف، امرؤالقيس بود، به سبب توانايي اش در عرصه شعر، داورِ انتخاب بهترين اشعار مي شود. او در داوري بين شعر شوهر خود و شاعري ديگر به نام علقه، شعر علقه را انتخاب مي کند. بيشتر اشعار زنان جاهلي در رساي پدر، برادر و شوهر يا ديگر بزرگان قبيله بوده. اشعار خنساء در رساي دو برادرش، شهرت خاصي داشت. دختران عبدالمطلب نيز به درخواست پدر قبل از مرگش در رساي او في البداهه شعر سرودند. نمونه هاي فرواني از اشعار رثاي زنان را مي توان در کتاب شاعرات العرب في الجاهليه و السلام مطالعه کرد. گفتيم که يکي از مضامين رايج شعر جاهلي، مقوله زن و معشوقه است. دلبستگي شاعر جاهلي به زن، بيشتر گرايشي جسماني و شهواني داشت. شاعر به توصيف جسم زن پرداخته، هيچ عضو او را فراموش نمي کرده. همچنين زن در شعر جاهلي به گونه اي توصيف شده که فقط در پي شهرت و مال است. جواد علي که بيشتر در صدد پررنگ نشان دادن علم و فرهنگ و ادب در عصر جاهلي است، خطابه را يکي از وجوه اين فرهنگ دانسته، پس از شمردن نام بسياري از خطباي جاهلي از زني به نام هند الاياديه دختر خس بن حابس ياد مي کند. آلوسي در کنار هند الاياديه از جمعه دختر حابس، صحر دختر لقمان، خضيله دختر عامر و حذام دختر ريان نام برده، آنان را از فصيحان و حکيمان دوران جاهلي مي داند. البته برخي جمعه، دختر حابس را همان هند الاياديه مي دانند. (واعظی،1388،ص:18-22)

ادامه این مقاله، هفته آینده در سایت قرار خواهد گرفت...

 


 

دوستان و مخاطبان گرامی، اگر شما اکنون مخاطب این صفحه از سایت علوم اجتماعی ایران هستید، مطمئناً استفاده از مطالبی را که اعضاء و نویسندگان این سایت برای آن زحمت فراوان کشیده و به قلم خود آنها را به رشته تحریر درآورده اند را منوط به درج رفرنس که شامل نام نویسنده و نام سایت می باشد می دانید. ما نیز به عنوان جامعه علمی از بذل توجه شما کمال تشکر و قدردانی را داریم.

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)