جمعه, 03 آذر 1396

معرفی سایت از شبکه سوم سیما

انسان شناسی و فرهنگ

مسیر سایت

خانه اخبار،مقالات،همایش ها مقالات و مطالب کوتاه هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز
هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مدیر سایت   

روزها و شبها گذشت، گرمی ها و سردی ها گذشت، همه اتفاقات خوب و بد گذشت و این نیز می گذرد. شکر خدا را که ما هستیم و باید در سالی جدید دست در دست هم دهیم تا در رسیدن به اهدافمان موفق بوده و اگر خدا خواست و سال آینده در این زمان از سال نیز بودیم، سربلند باشیم و شکرگذار خداوند بلند مرتبه...

ضمن تبریک سال جدید به نویسندگان و کاربران سایت تخصّصی علوم اجتماعی ایران توجه شما را به مطلبی که چند ماه پیش برای یک ویژه نامه ارسال کرده بودم جلب می نمایم.

 

یادی از هستی دیروز و خاطره امروز...

سالهای نه چندان دور برای سالخوردگان امروز ، روزهایی پر از خاطرات و روزهایی سرشار از عشق و امید بود. روزهایی که به دور از تجملات امروزی و سختی های ناشی از ماشینی شدن زندگی ، مردم در کنار هم زندگی خوب و شادی داشتند. اینها را خاطرات بزرگان ما در ذهنمان تداعی می کند. داستان پسر 10 ساله که قصد داشته از بقالی محل شیرینی تخم مرغی بگیرد و به منظور آن هفته ها پول خود را جمع می کرده است و هنگامی که به مرد بقالی مراجعه می کرده ، آن مرد از شدت خوشحالی و شادی که ناشی از هم نشینی با دوستان خود بوده در قبال شکلات های تخم مرغی پولی از پسر نمی گیرد.

 

 

داستان دختران جوانی که برای شستن ظرف و قالی به چشمه رفته و با هم، هم صحبت می شدند و داستان پسرانی که چشم انتظار آن دختران ساعتها در مسیر راه چشمه می ایستادند تا شاید نظری به آنها بیاندازند. قصه ی کرایه گرفتن دوچرخه از آقا رضا و دوری با آن زدن همراه با عشق و هیجان و آرزوی گرفتن 5 تومان از پدر برای فردایی بهتر با دوچرخه ای تازه تر. داستان درس خواندن در باغهای شهرمان توسط پدرانمان که همراه با خاطرات پر هیجان و زنده بود. خاطرات به تأتر رفتنهایشان در این شهر کوچکمان !!! واقعاً ؟! ما در زمانهای نه چندان دور در شهرمان تأتر داشتیم ؟! یادی از هنرپیشگان مان که در نقشهای خود چه در نقش دکتر ، پره چی ، مریض ، شمر ، شهدای کربلا و ... بسیاری از نقشها موفق بوده اند و در کنار آن در نقش زندگی خود نیز احسنت داشتند.

 

 

یادی از آنانی که با بزرگواری و منش دست ناتوانی را می گرفتند تا به زمین نیافتد ، یادی از مادرانی که در سختیها و مشکلات همدم و یاور خانواده های خود بودند ، یاد مردانی که در زمستانهای سرد به دریا رفته و به عنوان« پره چی» مشغول صید ماهی می شدند تا نان حلالی سر سفره خانواده خود بیاورند .

 

 

یاد مردی بخیر که وقتی مسجد شهر آتش می گیرد به تنهایی سر بام آن رفته و آن را خاموش می کند و یاد همان مرد بخیر که وقتی مینی بوس جاده برف گیر خلخال – اسالم در کولاک گیر می کند ، گونی را پر از نان و فطیر کرده و پیاده برای مسافران دربند گردنه الماس می برد.یاد مادر بزرگ هایی که آتش و ذغال زیر کرسی ها را به سختی آماده می کردند تا کودکانشان پاهایشان را در آن گرم کرده و لحاف کرسی را تا گردنشان بالا بکشند ، وای چه بوی خوبی می داد زغال آتشدان و لحاف روی کرسی. یاد عیدی های نوروز بخیر که در آخر دید و بازدیدها توسط بزرگان به کودکان داده می شد و آرزوهایی کودکانه برای خرج این عیدی ها. چه زیبا بود رسم « قورشاق سالاماق » در روستاها که از شال آویزان شده از باجه ی سقف ، صاحب خانه عیدی و شیرینی و آجیل پر کرده و به کودکان پر شور می داد. چهارشنبه سوری را که آرزوی کودکان و به عبارتی شروع نوروز برای آنها بود ، از رسم « چیرپی» جمع کردن ، « یومورتا بویاماق = رنگ کردن تخم مرغ با پیاز» ، پریدن دختران از آب چشمه و میهمانی شب که غذای مخصوص آن « شَش انداز = ترکیبی از شش فرآورده» بود و چه لذتی داشت ماهی سفید دسترنج پدرانی که تازه از دریا بازگشته بودند. یاد جوانانی بخیر که دلیرانه پیش به سوی جبهه های جنگ رفتند و رشیدانه در مقابل زورگو ایستادند.اینها را همه خاک من به یاد دارد حتی اگر فرزندانش از یاد برده باشند. خاکی که امروز در سرمای زمستانیش غریب مانده است. یاد آنان بخیر که هر چه یاد داریم از آنهاست. امیدوارم سال جدید ، سالی باشد که ما از یاد نبریم از دید رفتگان را...

رادبه پرنده

پژوهشگر حوزه فرهنگ

 

شما نیز یادی کنید از آنهایی که در دیدمان نیستند ولی همیشه یادشان در دل ما زنده است...

 

 

مرحوم حبیب الله ظهیری                 مرحوم غلامرضا لطیفی                                 مرحوم رضا لطیفی

 

و کسانی که در تصویرشان در متن فوق آمده و بسیاری از مردان و زنانی که تصویرشان در قلب ها حک شده است.

 

جامعه شناسی معرفت و...(دکتر تنهایی)

 

بینش جامعه شناختی" چارلز رایت میلز"

 

 

يورگن هابرماس (نقد در حوزه عمومي)

 

آناتومی جامعه ( دکتر رفیع پور)